تبليغاتX
يزدســـــــتـان
اخباری در محافل سیاسی مطرح شده است بدین مضمون که : ملک ثابت، رئیس روابط عمومی استانداری یزد، در مرخصی بسر می برد و گویا اینگونه مطرح شده است که وی دیگر تمایلی برای تصدی این سمت ندارد. البته این خبر ۱۰۰ ٪ تائید نمی شود !!!!؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 19:51 توسط محمد ضیاء اوليا |

زنگ خطر هكر ها دريزد با نفوذ به سرور پارک علم فناوری یزد

 در يك اقدام هشدار دهنده يكي از سرورهاي پارك علم و فناوري استان يزد در تست نفوذ پذيري ، توسط گروه امنيتي شركت" آفتاب جاويد پارس"  مورد هجوم هكرها قرار گرفت .

مدیر گروه امنیتی آفتاب جاوید پارس در گفتگويي با خبرنگار يزدفردا " گفت: در این نفوذ وب سایتهای مستقر در سرور پارک علم فناوری یزد مورد نفوذ و حمله قرار گرفت ولی هیچ تخریب و خرابکاریی صورت نگرفته است وتنها برای اثبات ضعف امنیتی سرور مذکور صفحاتی در وبسایتهای مستقر در این سرور تزریق شد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا:  يكي از سرورهاي پارك علم و فناوري استان يزد در تست نفوذپذيري هك شد

خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا – منطقه یزد : توسط يك شركت خصوصي؛
زنگ خطر هكرها در يزد با نفوذ به سرور پارك علم و فناوري يزد به صدا درآمد

یزدفردا :  زنگ خطر هكر ها دريزد با نفوذ به سرور پارک علم فناوری یزد توسط يك شركت خصوصي به صدا در آمد

وبسایت یزدا : هک شدن يكي از سرورهاي پارك علم و فناوری استان یزد  

پارسیک : یکی از سرورهای پارک علم و فناوری استان یزد در تست نفوذپذیری هک شد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:14 توسط محمد حسین تقوایی |

سرویس سیاسی یزدآنلاین طی یک خبر ویژه اعلام کرد : در جریان انتخابات مجلس و مدتی قبل، سید محمد رضوی (کاندیدای حزب اعتماد ملی) به سید حمید کلانتری (کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان) سفارش کرده است که چون حضرتعالی از اوضاع استان، باخبرید در انتخابات مجلس از حوزه یزد به عنوان کاندیدا حضور پیدا کنید !
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 12:47 توسط محمد ضیاء اوليا |

خدا را شکر که مالیات می پردازم ........ این یعنی اینکه من شغل دارم و بیکار نیستم .

خدا را شکر که باید ریخت و پاشهای بعد از مهمانی را جمع کنم ........ این یعنی اینکه من در میان دوستانم بودم .

خدا را شکر که لباسهایم کمی تنگ شده اند ........ این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم .

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی می افتم ........ این یعنی توان سخت کار کردن را دارم .

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ........ این یعنی من خانه ای دارم .

خدا را شکر که جایی برای پارک نمودن پیدا کردم ........ این یعنی من ماشینی دارم .

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم ........ این یعنی توانایی شنیدن دارم .

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ........ این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم .

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ........ این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالمم .

خدا را شکر که خرید سال نو جیبم را خالی می کند ........ این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم .

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم ........ این یعنی هنوز زنده ام .

خدای مهربان من ، شکرگزارتم به خاطر آنکه هنوز می توانم ترا نیایش کنم و سپاسگذار تو باشم .

خدایا شکر به خاطر آنکه وقتی سال نو به خانه پدری رفتم پدر و مادرم در را به رویم گشودند و شکر از اینکه بر سر سفره ای جمع شدیم که خواهر و برادرم در سلامتی بودند .

خدایا شکر به خاطر اینکه فرزندی خوب و سالم به من بخشیدی که هوش و خلاقیتش مرا به وجد می آورد ، او گل همیشه بهار وجودم است و خنده ها و بازیهایش ، شادمانی و روح خانه من است .

خدایا شکر به خاطر دوستان خوبی که با کلمات حکمت آمیزشان روحم را جلال می بخشند و سطح دانشم را با معلوماتشان بالا می برم .

شکر به خاطر این دریچه ای که به رویم باز کردی تا در خانه خود بتوانم از اندوخته های دیگران بهره ببرم و شکر به خاطر تمام نعمت هایی که به من بخشیدی و هنوز درک و فهمم بدان حد نرسیده که انها را درک کنم .

و در آخر شکر به خاطر بزرگترین نعمتت ، که آن داشتن خدای آرامش بخشی چون تو است ،خدای بی نظیری چون توست ، و من امیدوارم به تو که در واپسین دم حیاتم مرا جزء رستگارانت قرار دهی .

 

ناهید عباس پور

منبع : نشریه قرآنی بشارت شماره ۵۸

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 11:17 توسط محب محققي نژاد |

 

بخشي از گفتگوي ميان ابن مشغله و ابوالمشاغل در كتاب «ابوالمشاغل»

 نادر ابراهيمي را در زير بخوانيد:

ابن مشغله مي گفت:

راهِ بسيار درازي در پيش است؛ بسيار دراز...

 

در اين راه طولاني، وقت براي همه كار خواهي

 داشت، به قدرِكافي، و اضافه هم خواهي آورد ـ

 آنقدر كه نداني با آن چه مي تواني بكني،   

و چه بايد كرد ...  

پس، خودت را خسته مكن، و از نَفَس مينداز!

ابوالمشاغل مي گويد

راه، تنها زماني بسيار دراز است كه در ابتداي                              

 آن باشي، يا حتي در كمركشِ آن.

 در پايان، به ناگهان، مي بيني كه يك لحظه  

 بيشتر نبوده است و بسي كمتر از يك لحظه:

 يك قدم مورچگان.  

 در حقيقت، اين كوتاهي و بلنديِ راه نيست

 كه مسئله ماست. مسئله، آن چيزي ست كه  

 ما، در امتدادِ اين راه، براي ديگران كه ناگزير از

 پي ما مي آيند باقي مي گذاريم تا كه طي    

 كردنش را مختصري مطبوع، گوارا، شيرين و

 لذت بخش كند.

  پس، حق است كه خودمان را، اگر نه براي

 ساختن كاروانسراهاي بزرگ و آب انبارهاي

 خنك، لااقل براي برپا داشتي يك سايه بان     

 كوچك، خلق يك بيتْ شعر خوب، روشن كردنِ

 يك چراغ ابدي، و يا ضبطِ يك صداي مهربانِ 

 «خسته نباشي» خسته كنيم،

 خسته كنيم و از نَفَس بيندازيم ...

 به حق كه چه از نَفَس افتادن شيريني ست

 آن و چه خستگيِ غريبي ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 0:45 توسط علیرضا خورشیدنام |

وقتی که یک وبلاگ فن آوری اطلاعات دو 2 ساله شد...

 وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد  http://www.yazdit.mihanblog.com ؛ دو ساله شد بعبارتی گروه فن آوریوبلاگ فن آوری اطلاعات یزد دو 2 ساله شد؛ به توسعه فراگیر فن آوری اطلاعات وارتباطات میاندیشیم و برایش می کوشیم اطلاعات یزد توانست دومین سال کاری در زمینه آموزش از راه دور در زمینه فن آوری اطلاعات پشت سر گذاشت.

دقیق در در روز جمعه 13 آبان 1385 اولین پست وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد درج شد . در یک سال اول یک هزار و بیست هشت مقاله ؛ تحلیل ؛ گزارش و خبر در خصوص فن آوری اطلاعات ایران و جهان در وبلاگ یزد ای تی  منتشر نموده است ؛ نزدیک به 400 هزار بازدید صفحه انجام شده که میانگین 2 هزار بازدید از صفحه و نزدیک به 700 نفر بازدیدکننده در روز را در کارنامه خود دارد.

در  سال ابتدایی بدون استثنا به طور منظم هر روز با تعداد 3 مقاله به روزرسانی شده است به عبارتی توانست یک سال بدون حتی یک روز عدم به روزرسانی به طور منظم میانگین 2 مقاله آپدیت نماید که این امر مرهون لطف دوستانی است که ذکر شد.

ادامه را در پست وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد دو 2 ساله شد؛ به توسعه فراگیر فن آوری اطلاعات وارتباطات میاندیشیم و برایش می کوشیم  دنبال کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:59 توسط محمد حسین تقوایی |

دنیای مجازی و به عبارتی روشن تر اینترنت، با ابزارهای ساده و کارآمد ارتباطی که فراروی کاربران خود قرار داده ، ویژگی بسیار جذابی را به ارتیاطات اجتماعی داده است، به نحوی که با ایجاد امکان ارتباطات دوسویه و ارتباط مستقیم منبع و مقصد پیام و امکان تبادل بازخورد بین آنان ، شرایط پویایی را در ارتباطات اجتماعی فراهم آورده است.

در این راستا وبلاگ ها  بی تردید ابزاری ساده و کارآمد و ارزان برای نشر اطلاعات و افکار و اندیشه ها محسوب می شوند که امکان انتشار دانش ، عقاید و تجارب و اندیشه را برای کاربران و بلاگرها به ارمغان آورده اند. . . . . . ادامه مطلب را از اینجا بخوانید 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 12:8 توسط محمد امامی |

 

گفته شده كه در دوره مختار السلطنه يكي از حاكمان تهرانِ دوران قاجار، قيمت ماست گران مي شود.

ايشان فرمان به ارزان شدن مي دهند و اندكي پس از آن با لباس و ريخت ديگرگونه راهي بازار مي شود.

جناب مختار در بررسي اوضاع در مي يابند كه دو نوع ماست در بازار به فروش مي رسد!

1)     ماست معمولي كه بهايش همان بهاي نخستين(گران شده) است

2)  ماستي معروف به ماست مختار السلطنه كه بنا به دستور وي ارزان شده البته بگونه اي كه از يك ظرف ماست 2 ثلث آن آب است!

جناب مختار برآشفته شده و چنان فرمان مي راند كه هر فروشنده ماستي كه آب به ماست هايش افزوده را وارونه آويزان كرده، كمر شلوارش را محكم ببندند و آنگاه ماست هايش را از پاچه هاي شلوارش به اندرون شلوارش سرازير نمايند و تا هنگامي كه آب ماست ها تمام نشده، همچنان آويزان بماند!!

همين كه اين فرمان گوش به گوش مي رسد فروشنده هاي ماست آبي ترسيده و پيش از آن كه ماموران جناب حاكم به آنها برسند خود به حساب خويش رسيده و ماست ها را كيسه مي كنند.

 

اين بود حكايت تاريخي امروز ما كه از آن به چند پند پي مي بريم؛

يكي از آنها اين است كه گاهي وقت ها وبلاگ مانند ماست است!

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 2:12 توسط علیرضا خورشیدنام |

یک مقام آگاه اصولگرا در گفتگو با یزدآنلاین از اجماع بر روی یک گزینه واحد و مقبول خبر داد و اظهار داشت : تمام نیروهای اصولگرا در حوزه انتخابیه یزد، بر روی یک نامزد اجماع خواهند کرد. وی در مورد گزینه مورد نظر اطلاعات بیشتری نداد و اعلام آن را به آینده موکول کرد. در صدد هستیم تا نام این گزینه واحد را از سایر نیروهای اصولگرا جویا شویم.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 3:24 توسط محمد ضیاء اوليا |

مثل اینکه این جریان "مظلومیت فرهنگی" بدجوری مسئله ساز شده است. تعداد ۲۲۰ نماینده مجلس هم نامه ای به رئیس جمهور نوشته اند و خواسته اند که بودجه فرهنگی از ۴٪ کل بودجه به عدد ۱۰٪ برسد.
گویا این نمایندگان نمی دانند که در یزد اوضاع بر وفق مراد است و هر کسی که بخواهد نقدی به مدیریت فرهنگی استان داشته باشد انگار که وارد حریم ممنوعه ( با میوه ممنوعه اشتباه نشود) شده است . بلافاصله سینه چاکان فرهنگ و هنر و عاشقان بلافصل مدیرکل محترم ارشاد  وارد میدان شده و ..... . اما نمیدانم مشکل چیست که منتقدان دارای اسم و رسم و عنوان مشخص هستند اما مدافعان فقط اسامی مستعار و مجهول دارند. مثل ۱۲۱ یا ۱۱۱ یا ۱۲۳ یا انجمنهای خلق الساعه. بد نیست مدیران فرهنگی به کارمندان خودشان بگویند که وقتی می خواهند با نام ۱۱۱ یا امثالهم در وبلاگها هتاکی کنند لااقل از اینترنت اداره اشان استفاده نکنند ( خصوصا در ساعت اداری) چون مشخص می شود که این مستعارنویسان چگونه می خواهند پله های ترقی را بپیمایند!!
اما اینها مهم نیست . مهم این است که مدتی است با توجه به نزدیکی زمان انتخابات مجلس تعداد بیشتری از شهروندان به این فکر افتاده اند که فرهنگ و هنر هم مهم است و باید به دولت تذکر بدهند و نامه بنویسند.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:46 توسط سعید شهریار |

مورچه

« و حشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس و الطّیر فهم یوزعون ؛ لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان ، نزد او جمع شدند ؛ آن قدر زیاد بودند که باید توقف می کردند تا به هم ملحق شوند » .( نمل / 17)

 

« حتّی اذا اتوا علی واد النمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون ؛ ( آنها حرکت کردند ) تا به سرزمین مورچگان رسیدند ؛ مورچه ای گفت : « به لانه های خود بروید تا سلیمان و لشکریان شما را پایمال نکنند در حالی که نمی فهمند » . ( نمل / 18 )

 

در گذشته ، ممکن بود ، برخی از مردم قرآن را کتاب افسانه بدانند ؛ زیرا در آن ذکر شده است که مورچه ها با هم صحبت می کنند و پیام های پیچیده را رد و بدل می کنند . در سالهای اخیر ، تحقیق ، حقایق زیادی را در رابطه با روش زندگی مورچه ها به ما نشان داده است که قبل از آن برای بشری شناخته شده نبود .

 

همچنین ، تحقیق نشان داده که در میان حشرات ، روش زندگی مورچه ها به روش زندگی انسان بسیار نزدیک است . از یافته های بدست آمده می توان به این موارد پی برد :

 

الف ) مورچه ها ، مردگان خود را با روشی مشابه روش انسان ، دفن می کنند .

ب ) نظام تقسیم کار آنها پیچیده است . آنها مدیر ، سرپرست ، سرکارگر ، کارگر و غیره دارند .

ج ) آنها هر چند وقت یک بار ، دور هم جمع می شوند و گپ می زنند .

د ) در میان خود ، روش ارتباطی پیشرفته ای دارند .

هـ ) بازارهای منظمی دارند که در آن کالا مبادله می کنند .

و ) غلات را برای مدت طولانی در زمستان ، ذخیره می کنند و اگر غلات جوانه زد ، ریشه اش را می برند . گویی می فهمند که اگر اجازه رشد به ریشه بدهند ، دانه می پوسد . اگر غلۀ ذخیره شده به دلیل باران مرطوب شود ، آن را به بیرون می برند تا در زیر نور خورشید خشک شود و وقتی خشک شد آن را بر می گردانند . گویی می دانند که رطوبت موجب رشد ریشه و در نهایت باعث پوسیدن دانه می شود .

 

نویسنده : دکتر ذاکر نیک

مترجم : زهرا آقا محمد شیرازی

منبع :نشریه قرآنی بشارت شماره 60

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:9 توسط محب محققي نژاد |

        سید حمید کلانتری استاندار اسبق یزد با وبلاگ شهر خوبان به جمع وبلاگستان یزد پیوست.

       ورود دیرهنگام ولی ضروری این فعال سیاسی اجتماعی یزدی تبار را به دنیای مجازی و وبلاگ نویسان یزدی به فال نیک می گیریم.

       امیدواریم حضور نخبگان و فرهیختگان جامعه در فضای مجازی بتواند منجر به تولید محتواهای مفید در اینترنت و همچنین پویایی و نشاط در تعاملات اجتماعی گردد.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:59 توسط محمد امامی |

 

آنکه نام کوچکش با حرف پایان عشق آغاز می شد ناگهان زود به پایان رسید!

**********************

در اين مطلب ديدم بد نيست بمناسبت در گذشت روان شاد قيصر امين پور، بخش پاياني شعر « تصويري از گورستان ظهيرالدوله شميران » سروده شادروان مهدي سهيلي را بياورم:

 

خوشا هجرت از اينجا با دل پاك

كه همچون گُل نهندت در دل خاك

خوشا آنكس كه چون زين ره گذر كرد

به اقليم نكوكاران سفر كرد

خوشا! با عشق حق در خاك رفتن

بدا! پاك آمدن ناپاك رفتن

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 1:1 توسط علیرضا خورشیدنام |

در حالیکه در آینده نزدیک علی زابلی با 30 سال خدمت بازنشسته خواهد شد، رایزنی های مقامات آگاه (!) برای انتخاب جانشین وی از مدت ها قبل آغاز شده است. بر این اساس از معاونان قبلی و فعلی پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش (شیرزاد و رحیمی نژاد) به عنوان گزینه های جدی برای تصدی این سمت خطیر (!) نام می برند تا فرهنگیان یزدی شانس خود را برای بار دیگر آزمون کنند (!)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 12:47 توسط محمد ضیاء اوليا |

 

مدتي است كه اين باور به سرم افتاده كه نبايد تهاجم فرهنگي بيگانگان را جدي بگيريم، براي اين گفته دلايلي دارم:

 

1- وقتي برنامه به اصطلاح طنزي همانند چارخونه از رسانه ملي پخش مي شود كه در يكي از بخش هاي آن شخصيتي كه يعني هنرمند/ خواننده است، برا ي بدست آوردن پول مجبور مي شود براي تعدادي مرغ در يك مرغداري بخواند و حتي بر سر اينكه ناهار به او داده مي شود يا نه با صاحب كار چانه مي زند تكليف چيست؟

درست است كه اين شخصيت را نمي توان بعنوان يك هنرمند واقعي پذيرفت ولي آيا ديد و هدف تهيه كنندگان و سفارش دهندگان هم همين بوده؟ اين شخصيت در آغاز، چنين پيشنهادي را نمي پذيرد(چون خود را هنرمند مي داند) ولي كمي بعد به خواهش و التماس هم تن مي دهد. آيا اين آب پاكي است كه مسئولان سيما به روي دست قشر هنرمند ريخته اند و با زبان بي زباني و هنرمندانه به اهالي فرهنگ و هنر گفته اند: بالاخره دست به دامان خود ما مي شويد و سفارش هاي ما را انجام مي دهيد.

دقت كه كنيم مي بينيم چندان بي جا هم نگفته اند؛ وقتي كار در سينما سخت باشد و سرمايه گذاري درستي نشود، بازيگران و كارگردانان به تلويزبون روي مي آورند و مجبور مي شوند در توليد فيلم ها و برنامه هايي همكاري كنند كه شايد چندان باب ميلشان يا در شان آنها نباشد.

فيلم هاي سينمايي 90 دقيقه اي توليد سيما را ديده ايد؟ فيلم هاي جشنواره پلس را چطور؟

آيا مي توانيد حضور و بازي افرادي مانند قريبيان يا پسياني(سرپرست گروه تئاتر بازي) را در فيلم هايي به شدت ضعيف (از نظر فيلم نامه و كارگرداني) بپذيريد؟

2- چرا اسفنديار قره باغي (اميدوارم نام و نام خانوادگي اش درست باشد) يكي از خوانندگان خوب كشور، همان كه سرود آمريكا آمريكا مرگ به نيرنگ تو را خوانده بايد كارش به جايي برسد كه تبليغ يكي از آموزشگاه هاي علمي را بخواند: درخت تو گر بار دانش بگيرد...

3- چرا اوضاع بگونه اي شده كه آقايان از هنرمندان – بازيگران و خوانندگان – بعنوان ويترين و جذب كننده مشتري/ مردم براي حضور در جنگ ها بهره مي برند؟

4- آيا اين تهاجم فرهنگي نيست كه در سريال پربيننده اي همچون اغما  

امر اين گونه بر بيينده القاء مي شود كه شيطان در بين گروهي از آدم هاي همكار و همراه، تنها به يكي از آنها گير سه پيچ مي دهد!

راستي چرا در بخش پاياني سريال، جناب شيطان براي يك لحظه هم سراغ دكتر ناييني نرفت و او را وسوسه نكرد تا دختر پژوهان را جراحي نكند؟ (ساده انگاري و سطحي نگري؟!)

5- نبايد نگران تهاجم فرهنگي بود چراكه سريال فاخر حلقه گم شده با گروه زيادي از آدم هاي فاخر فخر فخار زاده آمده اند تا تيشه به ريشه اصالت و فرهنگ يزد بزنند! دلم براي چند نفر از دوستاني كه در اين سريال ... اصلآ دلم به حال مدير كل سيماي مركز يزد مي سوزد كه چقدر زحمت كشيده تا مجريان و گويندگان برنامه هاي گوناگون صدا و سيماي مركز يزد با لهجه و گويش يزدي درست صحبت كنند تا شخصيت مخدوش شده اين لهجه ترميم شود و حالا اين سريال همه آن رشته ها را پنبه كرد؛ نمي دانم شايد هم نبايد دلم بسوزد و درست همين بوده كه روي داده!

6- و بالاخره اينكه نبايد نگران تهاجم فرهنگي باشيم چراكه در تازه ترين اقدام فرهنگي و هنري دوستان اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد، هنرمندان نمايش از ورود به خانه نمايش و تالار فرهنگ منع شدند!!!

هنوز چند ماه از قول هاي مدير كل ارشاد مبني بر بازسازي محوطه بيروني تالار فرهنگ و تجهيز اين سالن و باز پس دادن آن به عموم هنرمندان بويژه اهالي تئاتر نگذشته(فراموشي بد دردي است!)

به نظر شما هنگامي كه فرهنگ و هنر شهري اين گونه به باد برود و در آن تخته شود آيا فرهنگ و هنري مي ماند كه بيگانگان بخواهند تهاجمي نسبت به آن داشته باشند؟!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 1:52 توسط علیرضا خورشیدنام |