تبليغاتX
يزدســـــــتـان
چند روز پیش توی تاکسی نشسته بودم و داشتم برنامه ی روزانه ام رو توی ذهنم مرور می کردم. رادیوی ماشین روشن بود و گوینده همیشگی این روزهای رادیو یزد داشت به زور با لهجه یزدی حرف می زد. به ناچار گوش می دادم. صحبتش از آمار طلاق و سن طلاق که معمولا توی 5 سال اول ازدواج اتفاق می افته و مقایسه درصد طلاق در استان های پیشرفته تری مثل تهران با استان های محرومی مثل یزد بود. اینکه آمار طلاق توی اون استانهای به اصطلاح خودش پیشرفته خیلی بیشتره. نمی دونم یهو چی شد که برگشت و گفت:

خدا رو شکر کنید و دعا کنید که استان ما هیچوقت پیشرفته نشه و همیشه همینجور محروم بمونه تا شاهد بالا رفتن آمار طلاق در استان خوبمون نباشیم!!!!

…جا داره از این مجری محترمه(!) و سایر دست اندرکاران این برنامه به خاطر شدت دلسوزی و ارائه راهکارهای مدرن و خفن برای جلوگیری از بالا رفتن آمار طلاق در استان و حتی شاید کشور، تشکر فراوان و قدردانی گنده به عمل بیاد. به نظر من اینا دیگه آخرشن!
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 8:26 توسط ميثم دهقاني |

¤ ...بار اولی که شنیدم باورم نمی شد. حتی شنیدن آن برایم سخت بود چه برسد به اینکه بخواهم باور کنم. به وبگردی ادامه دادم، اما هر جا که می رفتم، مطلبی و لینکی از این خبر بود. کم کم فیلم مستند آن را نیز پیدا کردم. چند بار فیلم را نگاه کردم. انگار چاره ای جز باور کردن نداشتم. باید می پذیرفتم که یک سردار عالی رتبه مملکت، که بالاترین مقام حفظ امنیت اخلاقی همین آب و خاک هم هست، در حالی که غرق در افتخار اعلام خبر متلاشی ش!دن یک باند قاچاق زنان و دختران خاورمیانه است، به راحتی «خلیج همیشه فارس» را «خلیج ع.ر.ب» می نامد. متاسفانه سردار به قدری صریح این نام را بیان می کند که حتی از دست بابان(مجری خبر) هم کاری برای سرپوش گذاشتن بر روی این قضیه بر نمی آید.

واقعاً متاسفم. برای خودم. برای همه تلاشهایی که برای حفظ نام خلیج فارسمان کردیم. برای همه کسانی که در طول این چند سال، به هر شکلی که می توانستند نام خلیج همیشه فارس را زنده نگاه داشتند. نمی دانستم اینقدر راحت می شود با باورها و داشته های یک ملت بازی کرد و حتی به روی خود هم نیاورد. من نه سیاسی ام نه دوست دارم به این مسئله سیاسی نگاه کنم. هر چند که عین سیاست است.

...اما انگار این روزها آب ها خیلی زود از آسیاب می افتد و آدم ها زود فراموشی می گیرند... این روزها مصلحت به فراموشی و ندیدن و نشنیدن است.

...روزگار غریبی است نازنین!

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 23:24 توسط ميثم دهقاني |