سرانجام پس ازسالها بهترین کتابخانه یزد در کنار دروازه قرآن راه اندازی شد که حدود ۹۰هزار جلد کتب چاپی وهزاران مجلد نشریه دارد .آفرین بر همت بانی آن .در اینده نزدیک این کتابخانه بهترین مرکز فرهنگی یزد خواهد شد.
فرخی یزدی این شاعر نامی دیار یزد در سده های اخیر، این شاعرپاکباز و مبارز، این روزنامه نگار دلیرو بی پروا که سرانجام جان خویش را درراه آرمانهای والای مردمی ومیهنی خود نهاد، شایسته آنست که همایش و یادواره های چندی در شناخت ارزش هنروهمت وی درراه آگاه گری مردم، پی ریزی غزل سیاسی وروزنامه نگاری هدفمند برگزار شود.
اینک «جامعه ی یزدی ها» بر آن شده که به پاس تلاشهای سترگ وی در پی ریزی شعر متعهد پارسی، یادواره ی ملی رادر تاریخ 25/7 /86 ازساعت 15تا 18 در تالارفردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزارکند.
بدینوسیله از عموم نویسندگان و علاقه مندان ادبیات متعهد فارسی، به ویژه یزدیان فرهنگدوست و فرزانه دعوت می شود مقالات خود را درنقد وبررسی آثار زندگی فرخی یزدی و نیز شناخت جایگاه وی در ادبیات معاصرایران حداکثر تا 30/5/86 به جامعه یزدی ها به نشانی های زیر ارسال فرمایند تا در ویژه نامه های ماه نامه ی «یزدا » که بدین منظورهمزمان با برگزاری این یادواره توزیع خواهد شد، چاپ گردد. جامعه یزدی ها
يك پژوهشگر فرهنگي يزدي، گفت: بزرگترين ضربهاي كه در طول ساليان متمادي به هويت شهر يزد وارد شده بحث مهاجرت ميباشد كه براي اين مورد هيچ كاري نميتوان انجام داد.
حسين مسرت در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشويان ايران (ايسنا)-منطقه يزد، در خصوص فرهنگ در يزد، اظهار داشت: شهر يزد در طول تاريخ يك شهر مذهبي و فرهنگي شناخته شده به غير از اينكه مسائلي كه در سال 56 افتاد كه علاالدوله از شاه وقت تقاضا نمود، محلي جهت عبادت و سركردن آخر عمر خود در نظر بگيرند و شاه وقت اين شهر را دارالعباده خواند كه از آن زمان تاكنون اين شهر به اين نام مرسوم است.
وي مهمترين شاخصهاي يزديها را درستكاري، امانت داري قناعت و سخت كوشي ذكر نمود و تصريح كرد: با وجود اينكه شهر يزد شهري كويري و كم آب است، ولي گروههاي قومي سراسر كشور به خاطر امنيت شغلي و مناسب بودن وضعيت شغلي، ارزاني و درست كرداري مردم يزد به اين شهر مهاجرت كردهاند.
مسرت پديده مهاجرت را عمدهترين آسيب به شهر يزد دانست و در ادمه گفت: با مهاجرت گروههاي قومي از سراسر ايران به شهر يزد و از همه مهمتر مهاجرت داخل استاني كه بسياري از روستاهاي استان خالي شده و مردم به شهر يزد مهاجرت نمودهاند و اكنون بيشتر پيران و سالخوردهها در روستاها سكني دارند كه با مرگ هر كدام از جمعيت كاسته ميشود.
وي خاطر نشان ساخت: حدود 80 درصد كاركنان برخي از ادارات و سازمانهاي شهر يزد غير بومي ميباشند كه اين تركيب منجر به ايجاد آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي در شهر يزد شده است.
مسرت با اشاره به مسئله افزايش آمار طلاق در شهر يزد و همچنين اين كه 90 درصد زندانيان شهر يزد غير بومي هستند، بيان داشت: بسياري از ناهنجاريهاي موجود در شهر يزد توسط بوميان شهر يزد صورت نميگيرد، چون يزديها اهل شكايت و دادگاه رفتن نميباشند و با مسائل مشكلاتشان كنار ميآيند، بنابراين تركيب ناهمگون و نامانوس كه در شهر يزد وارد آن شده منجر گرديده آمارهاي موجود به اسم شهر يزد نوشته شود، به مانند كشف مواد مخدر در يزد، همان طور كه ميدانيد مواد مخدر در شهر يزد توليد نميشود، بلكه وارد استان ميگردد و آمار اين معضل به نام شهر يزد تمام ميشود.
اين پژوهشگر افزود: تا آسيبهاي موجود در استان شناسايي نشوند، نميتوان درماني براي آسيبها در نظر گرفت بنابراين ابتدا بايستي به شناسايي آسيبها در جامعه پرداخت و سپس راهكار مناسب براي آن در نظر گرفت.
وي تصريح كرد: آسيبها ناشي از پديدههاي برون مرزي از جمله تهاجم فرهنگي، غرب زدگي و از اين قبيل موضوعات ميباشد، كشورهاي غربي و توسعه يافته به دنبال تخريب فرهنگهاي كشورهاي جهان سوم هستند و آنها را از درون بي هويت ميكنند تا به راحتي آنان را به سلطهي استعمار خود در آورند.
مسرت با بيان اينكه آمريكا بزرگترين ضربه را به فرهنگ جامعه ميزند ادامه داد: قرصهاي روان گردان و فرار مغزها از جمله آسيبهايي است كه به كشور وارد ميشود.
وي تاكيد كرد: اگر آسيبهاي اجتماعي جامعه رفع گردد آسيبهاي فرهنگي نيز رفع ميشود.
اين پژوهشگر فرهنگي در پايان با اشاره به اينكه حجاب با آزادي مغايرتي ندارد، در خصوص اين فرهنگ يادآور شد: اگر به پيشينه حجاب در يزد بنگريم مشاهده ميشود كه حتي زرتشتيان يزد نيز حجاب را مدنظر قرار ميدادند، شهر يزد در طول ساليان به حجاب و عفاف و پاكدامني توجه خاصي داشتهاند.
این استقبال خوب از شهر یزد بسی مایه خرسندی است زیرا که یزد به اندازه یک تاریخ دیدنی دارد.هنوز سالمترین بافت را در میان بیشترین شهرهای ایران دارد .واین میسر نمی گردد مگر با همت ودلسوزی کلیه مدیرا ن میراث فرهنگی استان یزد از آغاز تاکنون .
اینجانب که خود چند سالی کارمند این سازمان محترم بودم از نزدیک شاهد مبارزه وتلاش مدیران وکارمندان وکارشناسان دلسوز آن بودم که چگونه سر جابجایی یک خشت جروبحث می کردند وآخر حرف خودراکه پایداری یزد کهن بود به کرسی می نشاندند.وباید یاد کنم از همت ودلسوزی دکتر محمدرضا اولیا که برای حفظ بسیاری از بناها وگذرگاههای تاریخی یزد چه خون دلی خورد.تا ما امروز در پیش همه ایرانی نازان به شهر کهن وتاریخی خودباشیم.
اما امروز این خرسندی نصیب من شده که هزار ان دوست .آشنا .یار بهتر از جان دارم .یکی از یکی گل تر .همه با صفا. با محبت ودوست داشتنی که هزاران کارت تبریک هم کفاف آن را نخواهد کرد که برای آنها بفرستم .راستی سعادتی بالاتر ازاین می شود که افتخار آشنایی با بزرگان .ادیبان .نویسندگان نصیبت شود .پس شاید خوشبختر از همه من باشم .
بدین وسیله ای که فناوری روز در دسترس همگان گذارده .عید خجسته نوروز باستانی که از دیرینه تاریخ واز پس سده های حادثه خیز برای ما به یادگار مانده خدمت همه یاران گرامی .دوستان یکدل و یکرو تبریک گفته واز صمیم قلب برای آنها در سال پیش رو آرزوی شادکامی .بهروزی .پیروزی در همه عرصه های زندگی وکاری دارم سال برشما خوش وخجسته باد .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امسال دوکتاب وی با نام "مثنوی بچه خوب "وشعر قند وعسل"چاپ شده وتا فروردین هم "قصه های ساده "اوبه همت اندیشمندان یزد چاپ خواهد شد.
سالها پیش در جلد نخست روزها اثر ماندگار دکتر اسلامی ندوشن ،وصف برگزاری آیین محرم را در آن شهر خوانده بودم و هیچ گاه وقتی نشد تا از نزدیک آن را ببینم تا اینکه امروز 10/10/85فرصتی دست داد تا به اتفاق دوست هنرمندم محمود رهبران راهی ندوشن شویم .نخست سری به حسینیه پایین زدیم که آیین تعزیه در آن برقرار بود. انبوه مردم ندوشن گوش تا گوش نشسته وشاهد نبرد یاران حسین (ع)با یاران سپاه دشمن بودند .با هر چرخشی ولوله ای وشوری در مردان وزنان می افتاد که دل هارا به درد می آورد.
پس از ساعتی به همراهی دوستان ندوشنی که عبارت ازآقایان غیاثی،دکتر علی اکبر جعفری به همراه پدروبرادرانش،رضازینلی،سعیدغیاثی، راهی حسینیه بالا شدیم.در راه از کوچه دکتر اسلامی گذشتیم وازجایگاه والای او در ادب وفرهنگ ایران وجهان یادکردیم.ازاهدای خانه پدری اش که بی دلیل تخریب کردند.
واز روزهای خوب برگزاری نکوداشت دکتر اسلامی وشکوه برگزاری آن یاد کردیم.
حسینیه بالا آکنده از جمعیت بود .جمعیتی که بی گمان از راههای دور ونزدیک حتی تهرا ن آمده بودند.رسمی است در استان یزد که نه تنها مردم روستا وشهرهای کوچک که اکنون ساکن شهرهای بزرگ شده اند در روزهای تاسوعا وعاشورا به هر ترتیب شده به روستاهای خود بر می گردند، بلکه مردم محلات یزد هم با اینکه شهر یزد بزرگ شده ،در تمام ایام محرم برای سوکواری وسینه زنی به محلات قدیم پدری خود می روند
.به همرا دوستان سری به مسجد کهن وتاریخی ندوشن زدیم.وازدور بیننده منارجنبان این دیار شدیم.
ندوشن با اینکه شهری کوچک است، اما گنجینه تاریخ است .امامزاده مامانیک، مسجد آمنه گل ،.قلعه سفید،برج حاجی جلال.منبر مسجد جامع.برج سنگی ودها اثر تاریخی دیگر حاصل هنر وذوق هنرمندان این دیار است.
حیف که فرصت نشد شام غریبان راببینیم .اما از آشپزخانه آن که هر محله یک جور آش گندم پخته بودند، دیدن کردیم وبرای تبرک خوریم.وازمهمان نوازی دوستان که همه جا همراه ما بودند،تشکر کردیم.
در گرگ ومیش پسین گاهان بود که برای رسیدن اعضای خانواده به مراسم شام غریبان در یزد، به شتاب راهی یزد شدم.
ید رسید.|
نقش کتاب در زندگي روزمره مردم ايران، همان نقشي را دارد که در بيشتر سريالهاي تلويزيوني ديده ميشود، کمرنگ و در حاشيه. بارها از لزوم فرهنگسازي و توجه مردم به امر کتابخواني سخن گفته شده و چون زمينههاي عملي آن فراهم نشده، همانند نقش بر آب، از يادها رفته است. |
اما اين بار به همت مرضيه برومند يزدي کارگردان خوب يزدي تبار که سالهاست با گروه کودک تلويزيون ايران همکاري دارد و مجموعههاي گوناگوني مانند: آرايشگاه زيبا، آپارتمان شماره 13، شهر موشها، زيزي گولو را کارگرداني کرده، مجموعهاي به نام "کتابفروشي هدهد" را تهيه و اجرا نموده که در مدتي کم، جاي خود را در ميان مجموعههاي موفق تلويزيوني باز کرده است. اين مجموعه با بهرهگيري از جذابيتهاي تصويري، طنزي گيرا، محيطي صميمي و خانوادگي، بينندگان را با کتاب آشتي دوباره داده است. و شايد در کوتاه مدت، نمودي نداشته باشد اما در دراز مدت اثرات خوبي بر جاي خواهد نهاد. از جمله آنکه ممکن است ديگر تهيهکنندگان در اين زمينه ترغيب و تشويق به کار شوند، افرادي که گهگاه براي خالي نبودن دکور صحنه، چند کتاب را زينتبخش قفسههاي لوکس ميکردند.
اين مجموعه بارها از سوي ناشران، کتابفروشان و نشريات گوناگون نقد و معرفي کتاب، سپاس و تقدير شده است. برومند در اين مجموعه نشان داده است که خود نيز کتابخواني آگاه و پيگير است، وي به غير از بهره بردن از متني قوي، در انتخاب بازيگران نيز دقت و وسواس داشته و مجموعهاي ديده را فراهم کرده است.
اما آنچه براي ما يزديها جذابتر شده است بازي خوب چند بازيگر قديمي يزدي و يزديتبار مانند: مرضيهالسادات برومند يزدي، روحا... مفيدي، فرهاد آييش،راضیه برومند. محمود بصيري ابرقويي و چند بازيکن جديد و گمنام ديگر در اين کار است. بيگمان برومند در اين زمينه تعمدي داشته و ميخواسته دين خود را به ديار پدري خود ادا کرده باشد. حتي برخي از بازيگران با گويش يزدي سخن ميگويند. (منهاي فاطمه که يزدي نيست و متأسفانه گويشي ساختگي برايش درست کردهاند و اي کاش نمي کردند.)
چهار مجلد از كتابهاي محمدعلي اسلامي ندوشن بهتازگي مجوز نشر گرفتهاند و دو عنوان ديگر در انتظار كسب مجوزند.
بهگزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دو جلد "ارمغان ايراني" (مجموعهي مقالهها و سخنرانيها بهزبانهاي انگليسي و فرانسه با ترجمهي فارسي) و دو جلد "كلمهها" (منتخب نوشتهها دربارهي ايران و فرهنگ) بهترتيب ازسوي انتشارات نغمهي زندگي و واژهنگار مجوز نشر گرفتهاند.
اما جلد سوم "كلمهها" (دربارهي دنياي امروز) و جلد چهارم "روزها" (جلد چهارم خاطرات كه از كودتاي 28 مرداد 32 تا انقلاب اسلامي در سال 57 را شامل ميشود) ازسوي انتشارات يزدان، حدود پنج ماه است كه در انتظار كسب مجوز نشرند.
اسلامي ندوشن همچنين گفت كه مشكل كاغذ، انتشار كتابهاي تجديد چاپياش و همچنين كتابهاي جديدي را كه مجوز انتشار گرفتهاند، بهتعويق انداخته است

عامل هستی چیزی جز بازتاب ها نیست ، تنهاد زمانی موجودیت می یابد که از مغز انسان بازتابنده شود . هم اکنون بسیار چیزها در طبعت هست که حواس ما و دانش ما قادر به دریافت آنها نیست بنابر این از نظر ما وجود ندارد لیکن ممکن است روزی به وجود بپیوندد .
عناوین فصل های این کتاب عبارتند از : سر آغاز ، همه جیز به انسان باز می گردد ، فقر ، فقدان انگیزه ، فقدان آموزش و اختلال در فرهنگ ، فقدان انگیزه ، فقدان نظم و سامان ، کشور عجیبی که ایران نام دارد ، طاغوت اول ، طاغوت دوم ، طاغوت سوم ، بازتاب دو گرایش ، خارجی جای فلک گژمدار را گرفته است ، بگو دوستت کیست تا بگویم چه کسی ، داستان شرق و غرب .
کتاب مذکور در 248 صفحه ، شمارگان 2000 نسخه و با بهای 2950 تومان در قطع وزیری از سوی شرکت سهامی انتشار به چاپ رسیده است
کتاب برای اهل کتاب چونان فرزند دلبند و ناز پرورده است، که از گاه خرید تا آوردنش به خانه، چون کودکی گریز پا او را در بغل می گیرد تا از چشم ناپاک به دور باشد. و چون به خانه آمد، چشم و دل اهل خانه روشن می شود به ویژه آن که اهل خانه نیز اهل کتاب باشند وگرنه آنجا هم باید از چشم نااهل دور داشت.
کتاب برای دوستدار کتاب به مانند گل برای باغبان است که همیشه او را نگهبان است و تیمارش می دارد. و کتاب برای بسیاری از اهل قلم و پژوهش به سان فرزند یک دانه و دردانه است که ممکن است به اندک بادی بیمار شود. دوستی را می شناسم که کتابهایش را پس از خریدن، نخست با نایلون جلد می کند و به آرامی آن را در قفسه می نهد و برای دور ماندن از میکروب وگرد و خاک، بر روی تمام قفسه هایش پرده می کشد.
بی گمان عزیزترین کتاب، کتابی است که پس از سالها جستجو در شهرها و کتابخانه های گوناگون فراچنگ می آید. هنوز که هنوز است او از پس سی سال در آرزوی دست یابی به کتابهای مرجع و پایه روز شماری می کنم.
و دردناک ترین خبر برای اندیشمندان، سوختن کتابخانه ها، موریانه خوردن کتابها به ویژه کتابهای منحصر به فرد خطی است، کتابهای خطی میراث تمدن بشری است. یا چونان چشم خود آن را نگهبان باشید یا به کتابخانه های بزرگ بسپارید.
خدایا حالا دیگر صلح وصفا را به سرزمین زیتونهای سبز بیار .
سالهاست آذر یزدی تک و تنها و بدون هیچ جشم داشتی در خدمت فرهنگ و ادب این مرز وبوم است وی صادقانه و عاشقانه درراه شکوفایی فرهنگ کودکان و نوجوانان گام بر می دارد .ارج نهادن بر کوششهای او کمترین کاری است که از دست ما برمی آید.چند سال پیش نکوداشت وی به همت انجمن آثار ومفاخر یزد وبنیاد ریحانه بر گزار شد .اکنون هم که به همت حوزه هنری یزد سایت آذر یزدی راه اندازی شده باید به تلاش آنها آفرین گفت .
این حقیر هم به کمک دوستان درسال گذشته کتاب نایاب اورا به نام مثنوی بچه خوب چاپ کردیم .اکنون هم در صدد اخذ مجوز دیگر کتاب آموزنده او به نام شعر قند وعسل هستیم .امید که با یاری اداره کل ارشاد یزد هرچه زودتر مجوز آن صادر شود تا نسل اموز هرچه بیشتر با ارزشهای کار آذر آشنا شوند .چنانچه بخت یار باشد قصد داریم در سال جاری .چند کتاب دیگر او ازجمله قصه های ساده را چاپ کنیم.
|
آيا هيچگاه شده است که از نهايت عطش به دنبال سراب در بيابان رفته باشيد؟ يا هيچگاه در درياي توفاني اسير موجهاي سهمگين شده و به انديشه تخته پاره اي بوده ايد؟ و يا هيچگا در بيابان برهوت ره گم کرده ايد؟ |
آيا هيچگاه شده است که از نهايت عطش به دنبال سراب در بيابان رفته باشيد؟
يا هيچگاه در درياي توفاني اسير موجهاي سهمگين شده و به انديشه تخته پاره اي بوده ايد؟ و يا هيچگا در بيابان برهوت ره گم کرده ايد؟
اگر در اين سه حالت: به چشمه آب گوارايي در پاي برکه اي سرسبز و خنک برسيد، يا از دور کشتي اي را ببيند که در حال نزديک شدن به شماست، يا به روستايي سرسبز با مردمي مهربان بر بخوريد، چه حالي مي شويد؛ اين حالت انسانها و جهانگرداني است که "از پس قرنهاي حادثه خيز" به يزد آمده اند.
بي گمان هيچ گاه مارکوپولو، خانيکوف و يا استاک در انديشه شان خطور نمي کرد که از پس اي ماهورهاي خشک، سرزميني باشد آباد، سرسبز و با نهرهايي که چونان ماري سپيد در دل دشت سبز مي پيچد. اينان نيز همچون ديگر مسافران تاريخ از اين همه دوگانگي در تعجب مي ماندند. چگونه مي توانند متعجب نباشند، وقتي که مي بينند در اين دور جاي از ياد رفته، غني ترين مواريث تاريخي و فرهنگي و هنري غنوده است. در يک گوشه اش مسجدي قد برافراشته به سخت جاني هزاران سال استقامت، پايداري و استواري، با اندکي تدقيق در مي يابند که اين نه هزاره پايدار است که بنايي است که ريشه در تاريخ کهن و باستاني ايران دارد. هنوز از جزرهايش که زماني آتشکده اي بود، بوي دود مي آيد. به گوشه ديگر باغ دلگشايي قرار دارد که آبادان از دولت کوشش مردان اين ديار است که در اين خشک دامن صلابت بادگيرش کم از برجهاي تاريخي نيست، و يا "تالار آينه ها" اش که جايگاه آشتي دوباره آب و آينه است.
متن کامل مقاله را در ادامه ی مطلب بخوانید