تبليغاتX
يزدســـــــتـان
متن کامل نخستین نطق پیش از دستور مهندس علی اکبر اولیا نماینده مردم یزد و صدوق در مجلس شورای اسلامی را در ادامه مطلب بخوانید: ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 7:6 توسط محمد امامی |

به رغم اخبار پر انعکاس و مکرر آمدن ها ؛ اخبار رفتن ها چندان که بايد انعکاس نمی يابد و به آن پرداخته نمی شود !

      اينکه با تغيير مدير يک دستگاه ، مديران کليدی آن دستگاه نيز تغيير يابند موضوعی است که تا حدی طبيعی به نظر می رسد ولی فارغ از اين مطلب ؛ گاهی اوقات برخی بر اين تصور و توهم هستند که با جابجايی افراد می توانند به منظور و مقصود خود نايل شوند و حال آن که اين جابجايی تغيير اساسی در اصل موضوع ايجاد نمی کند.

       در روزهای اخير دوست ارجمند آقای ملک ثابت مشاور سابق استاندار که مسئوليت روابط عمومی استانداری يزد را به عهده داشت جای خود را به برادر گرامی آقای قائم محمدی داد.

       اگر بخواهيم موضوع را فارغ از جنبه های سياسی آن بررسی کنم بايد بگويم ملک ثابت نيز همچون بسياری از افراد ديگر دارای جنبه های مثبت و منفی عملکردی بود که هيچيک به ويژه سلامت و صداقت و ايمان وی قابل اغماض نيست ، اما آنچه از ابعاد فردی اهميت بيشتری می يابد ، وضعيت بغرنج ساختاری روابط عمومی استانداری است. وضعيتی که به نظر می رسد با درايت و تدبير و برخورد علمی و حرفه ای بتوان بر آن چيره شد.

      روابط عمومی استانداری يزد علاوه بر اينکه همچون بسياری از روابط عمومی های ادارات استان قربانی کم توجهی و کم لطفی مديران ارشد و قائل نبودن جايگاه واقعی مشاوره و سياستگذاری های ارتباط و تعامل با مردم و کارکنان است، دچار ضعف مزمن ساختاری است.

      چنانچه روابط عمومی را جايگاهی بدانيم که بايد ضمن تدوين سياستهای ارتباطی سازمان با انواع مخاطبان، مشکلات و مسايل مربوط را شناسايی و به مديران ارشد سازمان مشاوره عالمانه و کارشناسانه و مردم مدارانه بدهد ، ارتباط مخاطبان و مردم با سازمان را بهبود و سامان بخشد ، توانايی شناخت و مديريت افکار عمومی را داشته باشد ، ارتباط مناسبی با اصحاب رسانه و مطبوعات برقرار نمايد ، به نحو شايسته ای اطلاع جويی و اطلاع رسانی کند، با طراحی و اجرای برنامه های گوناگون ارتباطی در سازمان تفاهم ايجاد نمايد، آينه ای تمام نما از سازمان باشد ، چشم و گوش بينا و هوشيار و سخنگو و زبان گويای سازمان باشد ، و .... بايد هم ساختاری متناسب با اين انتظارات داشته باشد و هم سهم مناسبی از بودجه و اعتبارات سازمان را به اين مهم اختصاص يابد..

      به ويژه اينکه روابط عمومی استانداری علاوه بر رسالتها و وظايف ياد شده ، به نظر می رسد وظيفه سياستگذاری فعاليتهای اجرايی روابط عمومی دستگاههای دولتی را نيز عهده دار باشد.

     بنابر اين چنانچه اين معضل با تدبير و درايت مديران ارشد سازمان و حمايت و همراهی و پشتيبانی مستمر مديران ارشد از برنامه ها و اقدامات اجرايی روابط عمومی و تخصيص اعتبار و بودجه ی مناسب  همراه نباشد ، نه تنها اين تغيير بلکه هر تغيير چندباره ای نيز به رفع مشکلات روابط عمومی استانداری کمک شايانی نخواهد کرد.

     آن چه در اين ميان حايز اهميت است هدف قرار دادن مردم مداری و گرايش به روابط عمومی اخلاقی و فاصله گرفتن روابط عمومی ها از برخوردهای سياسی  و پرهيز از ورود به مناقشات سياسی است ، اقدامی که با تصدی افرادی واجد دانش و تجربه کافی و مرتبط می تواند آثار ماندگاری را در موفقيت سازمان بر جای بگذارد.

بادا که چنين باد.

در پايان ضمن قدردانی از تلاش های دوست ارجمندم آقای ملک ثابت ورود برادر گرامی آقای قائم محمدی را به عرصه ی  روابط عمومی تبريک می گويم و برای ايشان آرزوی توفيق دارم.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:11 توسط محمد امامی |

چند وقت پیش به همراه یکی از آشنایان که معلم یکی از مدارس شهر هم هست به در خونه چند نفر از دانش آموزان بی بضاعت رفتیم .

نمی دونستم هنوز خانواده هایی در این کشور اسلامی زندگی می کنند که حتی شاید به ظاهر در اعیون ترین منطقه شهر اما توی یک خونه اجاره ای با دیوارای کاهگلی و روی خاک با یک فرش عاریه ای زندگی می کنند در حالی که یکی از افراد خانواده هم به بیماری سرطان دچاره !! یا خانواده بی مردی که با 6 فرزند چندین روز بود که غذای پختنی نخورده بودند !!! مادر بچه ها می گفت : هر وقت خودم می رفتم توی کوچه از بوی غذا پاهام شل می شده و از این نگران بودم که بچه هام که کم طاقت تر از من هستند چکار می کنند ؟

 

وقتی اومده بودم خونه دیگه غذا از گلوم پایین نمی رفت . آیا میشه انسان فقر رو بیخ گوشش ببینه و تحت تاثیر قرارنگیره؟

 

از یه طرف با خودم فکر کردم دیدم چقدر هر کدوم از ماها برای بعضی دلخوشی ها و هوس هامون هزینه هایی رو انجام می دیم که اصلاً هیچ فایده ای برامون نداره یا اگه هم داره خیلی زود گذره . یا اینکه خیلی از ماها شبها از پرخوری خوابمون نمی بره و یکی شب از گرسنگی !!!

یاد این سخن حضرت علی افتادم که فرمودند : « همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است ، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید » « نهج البلاغه / حکمت 328 »

 

راستی چی می شد کسانی که هفته ای چند بار غذای بیرون می خورند و یا ماهی چند دست لباس می خرن و یا روزانه چند صد تومان تنقلات و ... می خورن ، حداقل یک بارش رو قناعت و پولش رو انفاق می کردند ؟!؟!؟

 

بعضی می گن کمیته امداد بهشون میرسه و حمایت می کنه اما آخه با ماهی 30 هزار تومان اونم فقط به خانواده هایی که بی سرپرست باشن یا سرپرست خانوار از کار افتاده باشه چه دردی از هزینه و گرانی حالا و هزینه های مختلف مثل آب و برق و ... دوا می کنه ؟

تکلیف کسانی که از شرم و آبروداری صورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن و جز خدا و عده ای (اونم اتفاقی )کسی از این موضوع خبر نداره چی میشه؟

 

اما از اون طرف متعجبم !! متعجبم از مردمی که برای رسیدن به مال و ثروت بیشتر به همه کار و تجارتی دست می زننن یا زیر بار هر وام با هر بهره ای میرن اما با خدا تجارت نمی کنن ؟!؟!

 

خداوند متعال در قرآن 12 بار از قرض و بیش از 75 بار از انفاق صحبت نموده است .

خداوند متعال می فرماید : « کیست که خدا را وام ( قرض الحسنه ) دهد ، وامی نیکو تا خداوند آن را به چندین برابر بیافزاید و خداوند (روزی بندگان را ) محدود و گسترده می سازد و به سوی او باز گردانده شوند » « آیه 245 / سوره بقره »

یا اینکه : « مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد دو یا چند برابر می کند و خدا ( از نظر قدرت و رحمت ) وسیع و (به همه چیز ) داناست »« آیه 261/سوره بقره »

(آیات مربوط به قرض و انفاق را می توانید در سوره های : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، انفال ، توبه ، رعد ، ابراهیم ، نحل ، اسراء ، کهف ، حج ، فرقان ، قصص ، عنکبوت ، سجده ، احزاب ، سباء ، فاطر ، یس ، شوری ، محمد ، فتح ، حدید ، حشر ، ممتحنه ، منافقون ، تغابن ، مزمل ، طلاق و تحریم بیابید )

 

مولی الموحدین حضرت علی (ع) نیز می فرمایند : « هر گاه تهیدست شدید با صدقه دادن با خدا تجارت کنید » « نهج البلاغه/حکمت 258 »

 

آیا به نظر شما خداوند متعال در این آیات فقط به جنبه معنوی و ثواب اخروی کارها اشاره کرده است یا جامعیت قرآن شامل جنبه های مادی و دنیوی نیز می شود ؟!!؟

 

فقط یادآوری می کنم که طبق آیه 268 سوره بقره به هنگام انفاق « شیطان شما را از فقر و تهیدستی بیم می دهد و شما را به فحشا و زشتی ها فرا می خواند ، ولی خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد و خداوند وسعت بخش داناست »

پس بنا به سفارش حضرت علی (ع) به جابر بن عبدا... انصاری : « ای جابر !!! کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد ، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد ، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد ، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمتها را نپردازد ، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند .» « نهج البلاغه /حکمت 372 »

 

پس تا دیر نشده و روزی نرسیده که یا ما اسیر خاک باشیم یا اینکه با ظهور آن موعود دیگر فقیری پیدا نباشه و همه در به در به دنبال مستحق می گردند هم خود را نجات دهیم و هم آن ذات روحانی را از این امر دلشاد کنیم .

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                                     تو خوشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:50 توسط محب محققي نژاد |

       گر چه هنوز تا شکل گیری فضای واقعی انتخابات فاصله داریم اما به مرور با ورود برخی چهره ها به این صحنه و تعامل با اقشار گوناگون این فضا در حال شکل گیری است .
      با نزدیک شدن به انتخابات هشتمین مجلس شورای اسلامی این پرسش همیشگی در برابر کسانی که می خواهند در تعیین سرنوشت خویش مشارکت کنند وجود دارد که :
چه کسی را انتخاب کنیم ؟ و چرا ؟
       یافتن این پرسش هماره دغده ی مشارکتجویان در انتخابات است و هر چه تلاش کسانی که قصد کاندیداتوری دارند برای پاسخگویی به این پرسش شفاف تر ، منطقی تر ، اصولی تر ، صادقانه تر ، عالمانه تر  و بیشتر با خواسته های مردمی انطباق داشته باشد ، امکان توفیق آنان در این رویداد تعیین سرنوشت بیشتر خواهد بود.
         .... اما گرچه هنوز شناسایی افرادی که تا آخرین مرحله به عنوان کاندیدای نمایندگی مجلس هشتم در صحنه باقی خواهند ماند کمی دشوار می نماید، اما هم اینک اسامی این افراد برای کاندیداتوری در یزد مطرح است :
کلانتری استاندار اسبق یزد
رضوی نماینده مردم یزد در مجلس سوم و ششم
تشکری مسئول حزب کارگزاران شاخه یزد و رئیس سابق سازمان صنایع دستی یزد
پاک نژاد مدیر کل سابق اداره کل ارشاد یزد
محصل همدانی نماینده مردم مهریز در مجلس شورای اسلامی
صدرالساداتی مسئول سابق نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه آزاد اسلامی یزد
شایق شهردار سابق یزد
حیدری کارشناس ارشد صنایع سازمان صنایع ومعادن یزد
رادمنش عضو سابق شورای اسلامی یزد
دکتر میر باقری استاد دانشگاه
        . . . اما شما کدامیک را می پسندید ؟  و چرا  ؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:52 توسط محمد امامی |

     روزهای اخیر در یزد ، موسسه ای که گرایش به اصلاح طلبان دارد به مناسبت مراسم شهادت امام جواد (ع) میزبان آقایان لاریجانی و ناطق نوری بود و مدعوین به پای سخنان آنان نشستند.
البته گویا قرار بوده این آقایان به اضافه آقای خاتمی هریک سخنران یک شب از سه شب مراسم ولادت آن امام همام در یزد باشند اما در آن زمان فقط آقای خاتمی دعوت را پذیرفته بودند.
دیشب مراسم یادشده شخصیتهای گوناگونی را کنار هم آورده بود: آقایان صدوقی و ناصری امامان جمعه یزد و شهر کرد ، آقای مدرسی ، استاندار و هیئت همراه و اقشار مختلف مردم با دیدگاههای گوناگون و ...
نکته ی درخور توجه این بود که میزبانان به اصلاح طلبان گرایش داشتند و سخنران به اصولگرایان. ناخودآگاه این پرسش ذهنم را به خود واداشت که آیا اصولگرایان هم این سعه ی صدر را دارند تا میزبان سخنرانی از سوی اصلاح طلبان باشند ؟! اما با یادآوری تنگناهایی که در برگزاری مراسم همین موسسه در ولادت امام جواد(ع) با حضور آقای خاتمی ملموس بود ، پاسخ پرسشم را می یافتم !
اصولا چنانچه در اخلاق سیاسی گروههای فکری جامعه قدری سعه ی صدر وجود داشته باشد فضای سیاسی جامعه می تواند تلطیف شده و راه برای بروز افراطی گری مسدود شود . روح امام راحل (ره) شاد ، او الگوی سعه ی صدر در انقلاب اسلامی بود که با نهایت سعه ی صدر، بالاترین مسئولیت (فرماندهی کل قوا ) را به کسی سپرد که با افکارش موافقت چندانی نداشت، اما در رفتارهای سیاسی جامعه متاسفانه بسیاری برای تصاحب یک کرسی یا حتی یک جایگاه بی ارزش اداری ، نه تنها تاب تحمل رقیب را ندارند و به انحا ء مختلف قواعد بازی سیاسی را به هم می زنند ، بلکه اصول اولیه اخلاق اسلامی و حتی انسانی را هم نادیده انگاشته و رقیب خود را تخریب و لجن مال می کنند !
کاش همه ما به خود بیاییم و با قدری سعه ی صدر و تحمل یکدیگر و پرهیز از رفتارهایی که با اخلاق اسلامی و انسانی سازگار نیست، به شکل گیری فرهنگ و جامعه ای عاری از کینه و سو ء ظن و بدبینی و مملو از محبت و دوستی کمک کنیم.
--------------------------------------
پس از نگارش :
باید عرض کنم چکیده ی سخنان آقای ناطق این بود :
* اسلام و شیعه مبتنی بر خرد گرایی و عقل گرایی و شایسته سالاری است و مبانی فرهنگی نظام نیز برخاسته از همین فرهنگ است
* هرگونه خرافه گرایی مذموم است و مردم باید در برابر آن هوشیار باشند
* اسلام برای تمامی مراحل چه در زمان وجود پیامبر یا امامان و چه پس از آن تکلیف را روشن کرده است و مکانیزم انتخاب رهبر در کشور ما نیز مبتنی بر خردگرایی و شایسته سالاری است و مردم با انتخاب خبرگان در انتخاب رهبر نقش آفرینی می کنند
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 22:32 توسط محمد امامی |

امشب شب‌اش نبود که با من چنين بازی کنی ... من مدت‌هاست حسرت هيچ چشمی را ندارم و هيچ نفرينی بر قلب و زبان‌ام جاری نمی‌شود ... ولی آنقدر آشنا و دلنشين نوشته‌ای که دلم نيامد نگويم خواندم‌ات ...
دنيا کوچک است؛ من هم می‌دانم ... می‌پيچد؛ من هم می‌بينم ... اما ... من کوچک‌تر و پيچيده‌تر از اين دنيايم ... از هر طرف که می‌چرخم به خودم برمی‌خورم و از هر دری در درونم که رد می‌شوم بيشتر در خودم می‌پيچم و گم می‌شوم ...
حسرت ... کلمه‌ی غريبی است ... نه عزيز جان ... من ديگر حسرت ندارم ... حتی حسرت بی‌قراری آن چشم‌ها (که نمی‌دانم) برای تو ... تويی که نمی‌شناسم‌ات ...

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 9:32 توسط مهدی زمان زاده |

        سید حمید کلانتری استاندار اسبق یزد با وبلاگ شهر خوبان به جمع وبلاگستان یزد پیوست.

       ورود دیرهنگام ولی ضروری این فعال سیاسی اجتماعی یزدی تبار را به دنیای مجازی و وبلاگ نویسان یزدی به فال نیک می گیریم.

       امیدواریم حضور نخبگان و فرهیختگان جامعه در فضای مجازی بتواند منجر به تولید محتواهای مفید در اینترنت و همچنین پویایی و نشاط در تعاملات اجتماعی گردد.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:59 توسط محمد امامی |

این روزها با پایان یافتن ماه مبارک رمضان به این می اندیشم که چرا جامعه ای که می تواند با تمسک به فرهنگ دینی و ملی خود حتی چند سر و گردن بالاتر از سایر فرهنگ ها باشد و ما به باور دینی مان « الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه » ، چرا با مشکلات فرهنگی و اجتماعی کنونی روبرو هستیم و راه چاره چیست ؟!
      توضیح اینکه متاسفانه امروزه بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه ی ما کم کم به صورت یک ویژگی فرهنگی مبدل شده است !
     ... در این زمینه حرف زیاد است اما  یکی از آنها این است که منابع غنی ملی و دینی ما مملو از محتواهایی است که شاید خیلی از ما ها آنها را از حفظ هستیم،  اما این محتواها و مضامین غنی کمتر در رفتارهای فردی و اجتماعی ما مشاهده پذیر می شود !
       برای مثال کم کم « ریا » و « دروغ » می رود تا به عنوان یک ویژگی فرهنگی ما تلقی شود ! راستی کدامیک از ما می توانیم روزی را در زندگی بیابیم که آن را بدون یکی از رذیله هایی چون دروغ ، ریا ، غیبت ، تهمت، سوء ظن، عجب، کبر و . . . سپری کرده باشیم؟!
شما چه فکر می کنید ؟! اینطور نیست ؟! اگر هست چه باید کرد ؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 13:27 توسط محمد امامی |

           امروز به چند خبر برخوردم که خیلی هم به هم ربط ندارد ! خبر مرگ فرح پهلوی ، خبر توطئه تروریستی تخریب بارگاه امام علی (ع) و خبری هم از انتصاب سه تن از دوستان همکارم به سمت های جدید !
         گردش روزگار به گونه اي رقم خورده که آدميان هر روز شاهد آمدن ها و رفتنها هستند !  از آمدن و رفتن فصل ها و اشيا   تا آمدن و رفتن انسانها !  اما در اين ميان آنچه مهم به نظر مي رسد مبدا و مقصد است  و به عبارتي روشن تر  اينکه از کجا ؟ و به کجا ؟ 
         در اين خصوص تعبير مولاي مديران خدا محور و مردم مدار علي بن ابيطالب چه نيکوست که مي فرمايد : « رحم الله امرء علم من اين، و في اين ، و الي اين » : خداي رحمت کند آن کس را که بداند از کجا آمده و در کجاست و به کجا مي رود.
         ... اما همه چيز فاني است و آنچه ماندني است فقط خداست (هوالباقي) و چون تنها وجه پروردگار باقي است ، تنها اعمال و رفتار و عملکردهايي ماندگار خواهد بود که رنگ خدايي بگيرد و براي او و در مسير ربوبيش صورت پذيرد.
             ضمن آروزي قبولي طاعات و عبادات دوستان خواننده ؛ براي دوستان همکارم در این روز که مصادف با روز «بخشايش و دوستي » از « جشن مهرگان » است ؛ در مسير خدايي شدن و مردم مداري، توفيق و سربلندي و سلامت آرزو مي کنم.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:13 توسط محمد امامی |

محور مقاله ها :

 • زبان معيار فارسي در رسانه
• آسيب شناسي زبان فارسي در مطبوعات
• نگارش رسانه اي ( شيوه نگارش فارسي در مطبوعات)
• زبان فارسي در اينترنت
• رسانه ها, زبان فارسي و هويت ملي
• زبان شناسي و ارتباطات
• زبان , ايدئولوژي و قدرت
• زبان تصوير در ارتباطات
• گفتمان تبليغات تجاري: شگردهاي زباني در تبليغات

برای دریافتاطلاعات بیشتر بر روی تصویر رو برو کلیک کنید.

 

 
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 10:16 توسط محمد امامی |

بچه هاي الغدير سلام !
آنچه مي گويم نه تعارف است و نه بازي با كلمات و واژگان زبان شيرين فارسي ، بلكه درد تاول هايي است كه بر دل زخمي دارم .
قرار ما با آنان كه « ماندن » را در « رفتن » و « بقا » را در « فنا » و « حیات » را در « شهادت » جستند، این نبود که راهشان را در کنار آنها دفن کنیم.
قرار ما این بود که هرگز فریب دانه های ریخته در دام دنیا را نخوریم و دل به دنیا و مافیها نسپریم و درخشش مزورانه مادیات دلفریب، ما را از یاد یار غافل نکند !
قرار بود به درد مدگرایی، تجمل پرستی، مصرف زدگی و رفاه طلبی دچار نشویم .
به راستی چرا دردهای آسمانی را فراموش کردیم ؟ !
چرا راه را گم کرده ایم ؟!
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:23 توسط محمد امامی |

       "آقای شوق الشعرا کجایی برادر ؛ مردم کم درآمد و کارگران در بین اتوبوسهای اتوبوسرانی یزد از سردرگمی مردند!! " تنها کلامی بود که به یادم آمد که چرا ایشان نیستند که نقدا نقدی نمایند!!! شاید برایتان سوال است کی و چطوری این کلام به ذهنم آمد! چرا آقای شوق الشعرا که کوچکترین حرکات و سکنات مدیران برجسته استان را رصد نموده و در وبلاگ خود نقدا نقد می نماید ؛ این معضل فراگیر را ندیده و  در وبلاگش درج نکرده است!!

محمد رضا شوق الشعرا برگفته از یک عکس - غیرمرتبط

اولین روز ماه رمضان ساعت 6 صبح جهت عزیمت به محل مورد نظرم؛ در ایستگاه میدان اصلی حاضر شدم ؛ مثل هرروز اتوبوس خبری نبود و پس از مدتی مشخص شد که حسب کاهش زمان کاری کارمندان ؛ ساعت کاری اتوبوسها به ساعت 6 و 45 تغییر نموده است!! اما مشکل کجاست؟

باید گفت که ساعت کاری رسمی قبلی 6 بود که تا 6 و نیم از اتوبوس خبری نبود حال که 6 و 45 دقیقه اعلام شده محاسبه کنید زمان حضور اولین اتوبوس در محل ابتدایی حرکت! دریک محاسبه از ساعت هفت می گذرد!

به یاد داشته باشیم ؛‌بسیاری از استفاده کنندگان از اتوبوسهای شرکت واحد یزد آنهم در ساعت اولیه صبح کارگران و قشر کم درآمدی  است که نه تنها کاهش ساعت شامل حالشان نشده است بلکه به قولی وبال گردن آنها شده است؛ و اینکه مجبور باشند از خودرو مانند آژانس بهره ببرند خیلی ....

به طور مثال ؛ یک پیرمرد بازنشسته که گویا نگهبان کارخانه ای در اشکذر است می گفت: باید ساعت 7 و نیم سرکارم باشم !! حالا حساب کنید باز اگر از شحنه دربستی هم بگیرد بازهم نمی توانست سر فرصت برسد؛  یا اینکه فردی هم دست در جیب نموده و این ساعت بخواهد یک تاکسی دربست بگیرد؛ پیدا کردنش چیزی شیبه به محال است!!!

اما برایم یک سوال باقی ماند

چرا آقای شوق الشعرا که کوچکترین حرکات و سکنات مدیران برجسته استان را رصد نموده و در وبلاگ خود نقدا نقد می نماید ؛ این معضل فراگیر را ندیده و  در وبلاگش درج نکرده است!! شاید آقای شوق الشعرا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:59 توسط محمد حسین تقوایی |

به باور بسیاری از جامعه شناسان ، افراد در هنگام كنش متقابل در اجتماع ، مي كوشند جنبه اي از « خود » را نشان دهند و به نمايش بگذارند كه مورد پذيرش ديگران باشد.... و از آن جا كه بسياري تلاش مي كنند تا تصويري آرماني از خودشان را در اجتماع به نمايش بگذارند، به ناگزير احساس مي كنند كه ضمن اجراي نقش هايشان ، بايد چيزهايي را هم پنهان كنند .
         اين موضوع در محيط سازمان هاي اداري ما هم به عنوان بخشي از اجتماع مصداق دارد، تعامل هاي سازماني ، مبتني بر چهارچوب ها و ساختارهايي تاييد شده ي سازماني هستند كه افراد آنها را به عنوان زيربناي نظم سازماني پذيرفته اند.
       نظم سازماني تنها با رفتارها و عملكردهاي خصوصي افراد شكل نمي گيرد، بلكه از طريق تامين انتظارات و خواسته هاي عمومي كاركنان شكل مي يابد و حاصل آن تعادل سازماني است.
       بنابر اين چون رفتارهاي خصوصي افراد به طور مستقيم نقش زيادي در شكل گيري تعادل سازماني ندارد، پنهان بودنش زياني به سازمان وارد نمي سازد و حتي آشكار كردن بسياري از اعمالي كه در حوزه ي خصوصي افراد جاي مي گيرند، موجب بي ثباتي و تغييرهاي بي رويه سازمان را فراهم مي آورد . با اين حال افراط در پنهان كاري و انكار هويت فردي در سازمان نتايجي مصيبت بارتر به دنبال خواهد داشت.
       تحقق دستاوردها و برنامه ها و تامين نيازهاي سازمان در گرو وجود افراد متفاوت با توانايي ها و انديشه هاي گوناگون و گاهي متضاد است، از اين رو  اعمال فشار براي ايجاد يكدستي در سازمان و افراط در حفظ همرنگي و هم رايي در سازمان ، موجب ظهور ، بروز و تقويت رفتارهاي غير اخلاقي مانند رياكاري، دورويي و دروغگويي مي شود.
          در اين چنين شرايطي افراد ، نقابهاي سازماني براي خود مي سازند كه با ورود به سازمان آن را بر صورتشان مي كشند تا چهره ي واقعي شان پنهان شود، حال آن كه ممكن است از نظر اصول انساني ، چنين صورتي هيچگونه ايرادي نداشته باشد.
         مفهوم نقابهاي سازماني ؛ . . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10:5 توسط محمد امامی |

     ماه رجب لااقل برای يزدی ها دربردارنده ی نزول رحمت و برکت بود. رحمت الهی ؛ باران و برکت حضور سيد محمد خاتمی ؛ مردی از تبار باران !

قطرات باران، تن تفتيده و لبهای خشک کوير را صفا داد و کلام خاتمی دلهای مشتاقانش را !

خاتمی در يزد گويا بيشتر به تعريف دو مفهوم اهتمام ورزيد :

« بيت و اهل بيت» و« اصلاحات».

... و اين خود گويای يک مفهوم است : « مظلوميت» !. . . . .

( ادامه ی مطلب )

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 7:38 توسط محمد امامی |