تبليغاتX
يزدســـــــتـان

مثل اینکه این جریان "مظلومیت فرهنگی" بدجوری مسئله ساز شده است. تعداد ۲۲۰ نماینده مجلس هم نامه ای به رئیس جمهور نوشته اند و خواسته اند که بودجه فرهنگی از ۴٪ کل بودجه به عدد ۱۰٪ برسد.
گویا این نمایندگان نمی دانند که در یزد اوضاع بر وفق مراد است و هر کسی که بخواهد نقدی به مدیریت فرهنگی استان داشته باشد انگار که وارد حریم ممنوعه ( با میوه ممنوعه اشتباه نشود) شده است . بلافاصله سینه چاکان فرهنگ و هنر و عاشقان بلافصل مدیرکل محترم ارشاد  وارد میدان شده و ..... . اما نمیدانم مشکل چیست که منتقدان دارای اسم و رسم و عنوان مشخص هستند اما مدافعان فقط اسامی مستعار و مجهول دارند. مثل ۱۲۱ یا ۱۱۱ یا ۱۲۳ یا انجمنهای خلق الساعه. بد نیست مدیران فرهنگی به کارمندان خودشان بگویند که وقتی می خواهند با نام ۱۱۱ یا امثالهم در وبلاگها هتاکی کنند لااقل از اینترنت اداره اشان استفاده نکنند ( خصوصا در ساعت اداری) چون مشخص می شود که این مستعارنویسان چگونه می خواهند پله های ترقی را بپیمایند!!
اما اینها مهم نیست . مهم این است که مدتی است با توجه به نزدیکی زمان انتخابات مجلس تعداد بیشتری از شهروندان به این فکر افتاده اند که فرهنگ و هنر هم مهم است و باید به دولت تذکر بدهند و نامه بنویسند.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:46 توسط سعید شهریار |

رییس مستعفی انجمن نمایش یزد:

چه كسي پاسخگوي كاهلي متولیان امور فرهنگی و هنری در یزد است

عباس ملازينلي رئيس مستعفي انجمن نمايش شهرستان يزد در نشست مطبوعاتی هیئت امنای انجمن نمایش شهرستان یزد پس از قرائت آيات 9 تا 15 سوره مزمل و خواندن ترجمه آن گفت: وضعیت کنونی فرهنگ هنر در یزد بگونه ای است که گمان می رود اگر فعالیتهای فرهنگی و هنری در كشور تعطیل شود هیچ اتفاقي نمی افتد! و معلوم نیست اگر متوليان دستگاههاي فرهنگي كاهلي كنند زنگ خطر آن کی و کجا و چگونه به صدا در خواهد آمد و چه كسي قرار است بفهمد و چه كسي پاسخگوي چنين كاهلي است؟!

وي در همین باره گفت: متاسفانه در یکی از نشستهایی که مدير كل فرهنگ و ارشاد استان یزد داشتیم ایشان اشاره به این داشتند که فكر ميكنيد، اگر هيچ تاتري اجرا نشود طوري مي شود؟

 ملازینلی با بیان اینکه متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی با تعطیلی فعالیت های فرهنگی هنری اتفاقی نمی افتد افزود: همچنان كه ساير انجمنهاي موسيقي، هنرهاي تجسمي و .... در استان تعطيل شد  و اتفاقی نیفتاد!

 وی گفت: اما تبعات چنين كارهايي هيچ به نفع جامعه نيست. وقتي جوانان ما از فردوسي ها و مولوي ها هيچ نميدانند در نتيجه تركيه همه ۶دفتر مثنوي مولوي را به زبان تركي چاپ مي كند ومي گويد مولوي براي من است و این چنین است که جوانان ما در حال جدایی از ریشه و هويت فرهنگي خود هستند.

مسئول دفتر فني و توليد دومين جشنواره كشوري تئاتر دفاع مقدس و رييس ستاد برگزاري پنجمين جشنواره كشوري سرود دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنانش گفت: مبارزه در جبهه فرهنگي امروز براي كساني كه تجربه حضور ديروز در عرصه دفاع مقدش را داشته اند فرض و تكليف است و دفاع هميشگي از كيان ايران اسلامي وظيفه آنهاست و ايشان به فرمان امام روشن ضميرشان هميشه آمادگي آن را داشته و دارند. وي گفت خوشبختيم كه رهبر معظم انقلاب هميشه صميمانه در كنار هنرمندان و فرهيختگان  كشور  نشسته اند – همه درد دلشان را  پدرانه گوش كرده اند و هميشه در هر تنگناي فرهنگي كه توسط برخي ناآگاهان (كه متاسفانه مسئوليتهايي هم دارند) ايجاد شده راهگشايانه اقدام كرده اند.

وي با اشاره به ديدار سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب با كارگردانان سينما گفت: نمي دانم چرا افرادي كه شعارشان پيروي از منويات مقام معظم رهبري است فقط آنچه دلشان مي خواهد از سخنان ايشان برداشت مي كنند و سريعا عمل مي كنند؟!!

رییس سابق انجمن نمایش یزد ادامه داد: هنرمندان نمایش در آغاز فعالیت حجه الاسلام عجمین مديركل کنونی فرهنگ و ارشاد یزد خوشحال شدند و اميدوارانه به كار خود ادامه دادند چراکه ایشان نگرانی تامین بودجه برای کارهای نمایشی را برطرف کردند و وعده های خوب و خوشایندی دادند. 

ملازینلی با بیان اینکه بنده مطمئن هستم که خواسته ی شخصی آقای عجمین فعالیت و پویایی انجمن نمایش بوده، ولی نمی دانم چرا بحث تخصیص بودجه از همان آغاز بکار ایشان تا کنون به تعويق افتاده است!

وی یک از دلایل مشکلات و سو تفاهمات میان ارشاد و هنرمندان تئاتر را عدم همكاري و هماهنگي سيستم فعلي ارشاد و کارمندان این اداره با هنرمندان و نیز تفاوت نگاه هنرمندان با مدیریت ارشاد به مقوله هنر و تئاتر دانست.

عباس ملازینلی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در زمينه مالي قاعدتاً پاي پول نايستاديم و با جاهای گوناگون رايزني کردیم كه برای نمونه می توان به همکاری با بنياد شهيد اشاره کنم که برگزاری جشنواره تئاتر ایثار را موجب شد که خوشبختانه یا متاسفانه اداره فرهنگ و ارشاد فقط همكاري معنوي كرد و  سهم کوچکی داشت، هرچند بعداْ شنیده شده که یکی از دوستان فرهنگ و ارشادی از اين حركت مسئولین بنیاد شهید که باعث همگرایی هنرمندان نمایش شده بوده ابراز ناراضي کرده است  كه چرا باید يك ارگان ديگر ار هنرمندان پشتیبانی کند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:59 توسط عباس ملازینلی |

        ۲۳خرداد ۸۵ شماری از سینماگران کشور با رهبر انقلاب دیدار  و گفتگو داشتند.
مشروح این دیدار که در آن کارگردانانی همچون کیانوش عیاری/ محمد علی نجفی/ مجیدی/ جیرانی/ حاتمی کیا/ شمقدری/ میلانی/ صدر عاملی و ... حضور داشتند، از یکی از شبکه های سیما پخش شد.
      گفته های کیانوش عیاری کارگردان فیلم های چون شبح کژدم، آن سوی آتش، آبادانی ها، بودن یا نبودن و ... بیشتر از گفته های همکارانش به دلم نشست!
        او در بخشی از صحبت هایش به گفته ای از مسعود کیمیایی اشاره کرد که در جایی گفته فیمسازان ایرانی از فیلم ها و آثار خود بلند قدتر هستند چون در کشور امکانات و فضای مناسبی برای بروز همه توانایی هایشان وجود ندارد، در حالیکه قد فیلم یک فیلمساز آمریکایی از توانایی و بضاعت خود فیلمساز بلندتر است!
          عیاری با بیان این که این تعبیر شامل فوتبالیست های ایرانی و حتی خاک زرخیز خوزستان هم می شود که می توان در نوبت سوم کاشت سالانه، یونجه در آن کاشت گفت: وقتی از یک چنین خاکی امکان بهره وری هست پس از فیلمسازی با دانش و تجربه بسیار، حتمآ انتظار بیشتری هست.
       او ادامه داد: از دوران نوجوانی یاد گرفته بودم که اگر اثری از یک نویسنده بزرگی مثل مارکز را می خوانم قرار نیست به زندگی خصوصی اش بپردازم و ببینم که ایشان در زندگی خصوصی اش شیطنت های فراوانی داشته پس می بایستی آثار این آدم هم به زیر نقد کشیده شود ... در این سن بالای ۵۰ سال هم بر این باورم که حق دخالت در زندگی خصوصی کسی را ندارم.

و اما چند جمله از رهبر انقلاب:

*دوست دارم اهمیت سینما برای همه آشکار شود

*هر کس باید آنچه را که خودش می فهمد، خودش ادراک می کند و خودش احساس می کند، آن را در هنرش بگنجاند و الا هنر یک چیز مصنوعی خواهد شد

*«انتقاد» که دوستان ذکر می کنند و به تعبیر این دوستمان که می گویند انتقادگر «نق نقو» تلقی می شود، نه، انتقاد نق نق نیست

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 0:58 توسط علیرضا خورشیدنام |

       مروری بر دیدگاه هایی که اخیرا در سطح جامعه من رو ترغیب کرد تا چند نکته در خصوص شناخت به عنوان عنصر اصلی حقیقت و چیزهایی که احیانا مانع دستیابی به شناخت می شه مطرح کنم .
      پیش از اون بد نیست که اشاره کنم به این که شناخت در زندگی ما انسانها نقش بنیادی داره . نقش های زیادی رو برشمردن ازجمله اینکه شناخت ۳ نقش در زندگی ما داره:
۱- تشخیص مصداق: یعنی تشخیص موجودی که میل انسان رو ارضا کنه.
۲- نشون دادن بهترین روش و بهترین راه برای استفاده از یه مصداق یا یه وسیله شناخته شده
۳- کمک به رشد تمایلات نهفته در انسان 
      حالا روشهایی رو هم برای دستیابی به شناخت برمی شمرن که از جمله ی اونها این موارد هست:. . . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 9:53 توسط محمد امامی |

 ۴ ویژگی یک هنرمند یا روشنفکر واقعی از زبان یک هنرمند برجسته:

1-     زندگی در زمان خود

2-     زندگی در مکان خود

3-      شناختن بحران های پیرامون خود

4-     کمک کردن به مردم جهت بیرون آمدن از بحران (نشان دادن را هکار) و دادن شناخت و آگاهی به آنها

آن هنرمند گرامی راز ارتباط هنرمند با مردم را در مورد سوم و چهارم می دانست یعنی شناخت بحران و کمک به مردم برای خروج از آن.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:1 توسط علیرضا خورشیدنام |

                                  مغزهای بزرگ درباره اندیشه ها حرف می زنند

مغزهای معمولی درباره رویدادها حرف می زنند

مغزهای کوچک درباره آدم ها حرف می زنند

         دیروز این جملات که با دست خط رییس سازمان، نوشته شده بود را پشت تکه کاغذی دیدم، از رییس جویا شدم که برای کیست و البته او هم آن را جای دیده و پسندیده و یادداشت کرده بود.
         به هر حال مهم نیست که برای کیست، مهم این است که من از خودم خجالت کشیدم که بنا به این دیدگاه بیشتر زمان ها مغز کوچکی دارم یا اینکه مغزم کوچک می شود!!!

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:27 توسط علیرضا خورشیدنام |

يك پژوهشگر فرهنگي يزدي، گفت: بزرگترين ضربه‌اي كه در طول ساليان متمادي به هويت شهر يزد وارد شده بحث مهاجرت مي‌باشد كه براي اين مورد هيچ كاري نمي‌توان انجام داد.

حسين مسرت در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشويان ايران (ايسنا)-منطقه يزد، در خصوص فرهنگ در يزد، اظهار داشت: شهر يزد در طول تاريخ يك شهر مذهبي و فرهنگي شناخته شده به غير از اينكه مسائلي كه در سال 56 افتاد كه علاالدوله از شاه وقت تقاضا نمود، محلي جهت عبادت و سركردن آخر عمر خود در نظر بگيرند و شاه وقت اين شهر را دارالعباده خواند كه از آن زمان تاكنون اين شهر به اين نام مرسوم است.

وي مهمترين شاخص‌هاي يزدي‌ها را درستكاري، امانت داري قناعت و سخت كوشي ذكر نمود و تصريح كرد: ‌با وجود اينكه شهر يزد شهري كويري و كم آب است، ولي گروه‌هاي قومي سراسر كشور به خاطر امنيت شغلي و مناسب بودن وضعيت شغلي، ارزاني و درست كرداري مردم يزد به اين شهر مهاجرت كرده‌اند.

مسرت پديده مهاجرت را عمده‌ترين آسيب به شهر يزد دانست و در ادمه گفت: ‌با مهاجرت گروه‌هاي قومي از سراسر ايران به شهر يزد و از همه مهمتر مهاجرت داخل استاني كه بسياري از روستاهاي استان خالي شده و مردم به شهر يزد مهاجرت نموده‌اند و اكنون بيشتر پيران و سالخورده‌ها در روستاها سكني دارند كه با مرگ هر كدام از جمعيت كاسته مي‌شود.

وي خاطر نشان ساخت: حدود 80 درصد كاركنان برخي از ادارات و سازمان‌هاي شهر يزد غير بومي مي‌باشند كه اين تركيب منجر به ايجاد آسيب‌هاي اجتماعي و فرهنگي در شهر يزد شده است.

مسرت با اشاره به مسئله افزايش آمار طلاق در شهر يزد و همچنين اين كه 90 درصد زندانيان شهر يزد غير بومي هستند، بيان داشت: بسياري از ناهنجاري‌هاي موجود در شهر يزد توسط بوميان شهر يزد صورت نمي‌گيرد، چون يزدي‌ها اهل شكايت و دادگاه رفتن نمي‌باشند و با مسائل مشكلاتشان كنار مي‌آيند، بنابراين تركيب ناهمگون و نامانوس كه در شهر يزد وارد آن شده منجر گرديده آمارهاي موجود به اسم شهر يزد نوشته شود، به مانند كشف مواد مخدر در يزد، همان طور كه مي‌دانيد مواد مخدر در شهر يزد توليد نمي‌شود، بلكه وارد استان مي‌گردد و آمار اين معضل به نام شهر يزد تمام مي‌شود.

اين پژوهشگر افزود: تا آسيب‌هاي موجود در استان شناسايي نشوند، نمي‌توان درماني براي آسيب‌ها در نظر گرفت بنابراين ابتدا بايستي به شناسايي آسيب‌ها در جامعه پرداخت و سپس راهكار مناسب براي آن در نظر گرفت.

وي تصريح كرد: آسيب‌ها ناشي از پديده‌هاي برون مرزي از جمله تهاجم فرهنگي، ‌غرب زدگي و از اين قبيل موضوعات مي‌باشد، كشورهاي غربي و توسعه يافته به دنبال تخريب فرهنگ‌هاي كشورهاي جهان سوم هستند و آنها را از درون بي هويت مي‌كنند تا به راحتي آنان را به سلطه‌ي استعمار خود در آورند.

مسرت با بيان اينكه آمريكا بزرگترين ضربه را به فرهنگ جامعه مي‌زند ادامه داد: قرص‌هاي روان گردان و فرار مغزها از جمله آسيب‌هايي است كه به كشور وارد مي‌شود.

وي تاكيد كرد: ‌اگر آسيب‌هاي اجتماعي جامعه رفع گردد آسيب‌هاي فرهنگي نيز رفع مي‌شود.

اين پژوهشگر فرهنگي در پايان با اشاره به اينكه حجاب با آزادي مغايرتي ندارد، در خصوص اين فرهنگ يادآور شد: ‌اگر به پيشينه حجاب در يزد بنگريم مشاهده مي‌شود كه حتي زرتشتيان يزد نيز حجاب را مدنظر قرار مي‌دادند، شهر يزد در طول ساليان به حجاب و عفاف و پاكدامني توجه خاصي داشته‌اند.

 

+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:23 توسط حسین مسرت |

  چند شب پیش فیلم ارزشمند خون بازی تازه ترین فیلم خانم رخشان بنی اعتماد ـ کاررخشان بنی اعتماد رخشان بنی اعتماد برومند - Rakhshan Bani Etemad Boroomandگردان خوب سینمای ایران ـ را دیدم. فیلمی که باید دیده شود تا آلودگی هایی که در تهران و خیلی دیگر از شهرهای ایران دامان جوانان و خانواده های ما را گرفته دیده شود تا بدانیم که از چه رو مسئولان ما برطرف نمودن مشکلاتی دیگر را در اولویت قرار داده اند!
رخشان بنی‌اعتماد: خون بازی بهترين فيلم من است

میانه های فیلم بود که دلم خواست فریاد بزنم! البته نه اینکه بخاطر ماجراهایی که درون فیلم می گذشت ـ رنج و سختی که مادر و دختر فیلم از سر می گذراندند ـ احساساتی شده باشم بلکه برای آنچه در بیرون فیلم و در بین ما مردم می گذرد! برای سالن نسبتاْ خالی سینما و برای اینکه می دانستم در همان زمان جلوی سینما جام جم شلوغ است و مردمِ ... مردم ساده و بی خبر ما برای تماشای فیلم یک آدمِ ...؟؟!! صف بسته اند.
البته شاید آنها هم زیاد تقصیری نداشته باشند.
بله آنها تقصیری ندارند چراکه شاید ندانند یا فراموش کرده باشند که همین آقای ده نمکی در زمان دولت آقای خاتمی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 2:57 توسط علیرضا خورشیدنام |

 هر سال تعطيلات نوروز که فرا می رسه باورمون می شه که « تاريخ تکرا می شه» !
        معمای عجيبيه سکون و رکود رسانه های ايران در تعطيلات طولانی مدت نوروزی که تنها هر سال پس از تعطيلات به صورت گذرا به آن کم و بيش به آن پرداخته می شه و پس از اندکی به فراموشی سپرده می شه و سال ديگه تاريخ تکرار می شه !
ادامه ی مطلب ....
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 16:26 توسط محمد امامی |

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 10:18 توسط محمد امامی |


دلتان به نور لطف خدا منور
مشام جانتان به شميم بهارنو معطر
لطف روزگار بر ايامتان مقرر
نوروزتان مظفر

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 10:39 توسط محمد امامی |

 
     یادش بخیر ایام کودکی ونوجوانی ۲۰ تا کارت تبریک عید که می خریدیم و پست می کردیم انگار یکی از مهمترین کارهای عید را انجام دادیم .روابط محدود بود ودوستان صمیمی همچنین .

      اما امروز این خرسندی نصیب من شده که هزار ان دوست .آشنا .یار بهتر از جان دارم .یکی از یکی گل تر .همه با صفا. با محبت ودوست داشتنی که هزاران کارت تبریک هم کفاف آن را نخواهد کرد که برای آنها بفرستم .راستی سعادتی بالاتر ازاین می شود که افتخار آشنایی با بزرگان .ادیبان .نویسندگان نصیبت شود .پس شاید خوشبختر از همه من باشم .

     بدین وسیله ای که فناوری روز در دسترس همگان گذارده .عید خجسته نوروز باستانی که از دیرینه تاریخ واز پس سده های حادثه خیز برای ما به یادگار مانده خدمت همه یاران گرامی .دوستان یکدل و یکرو تبریک گفته واز صمیم قلب برای آنها در سال پیش رو آرزوی شادکامی .بهروزی .پیروزی در همه عرصه های زندگی وکاری دارم سال برشما خوش وخجسته باد .

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:57 توسط حسین مسرت |

اسامي فيلم های سينمايی تلويزيون در نوروز ۸۶

به همراه زمان و ساعت پخش آنها را در اينجا ببينيد:

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 17:8 توسط محمد امامی |

قضيه فيلم ۳۰۰ اين روزها خيلی داغه ! اما حتما می پرسين موضوع چيه ؟!
فيلم ۳۰۰ ساخته ی فرنک ميلر خالق کاميک  شهر گناه  و بی باک  هست و در مورد جنگ ايران و يونان باستانه . اين فيلم در باره ی حمله ی ارتش خشايارشاه به يونان و نبرد آنان با اسپارتی ها برای فتح يونانه.
نکته ی درخور تامل و تاسف برانگيز اين فيلم، چهره ای است که از ايرانيان در فيلم معرفی می شه و به نمايش در مي آد و اونها رو افرادی خشن، وحشی، نادان و نفرت انگيز جلوه می ده که چيزی جز کشتن نمی دونن و ابله هستند که در برابر ۳۰۰ يونانی خوش تيپ و فداکار شکست می خورند.......
برای خواندن ادامه ی مطلب و دیدن بخشی از فیلم ۳۰۰  اینجا را کلیک کنید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 12:17 توسط محمد امامی |

 

" م مثل مادر " هم ، بی پدر شد !! عكس از سايت سينمايي سوره

 

رسول ملا قلی پور ، به نمايندگي از كارگردانان برجسته سينما ،

به ديدار حق شتافت !

روحش شاد ، يادش گرامي و آثارش پربيننده تر باد . . .

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 23:50 توسط رقیه دوست فاطمی ها |

روز ۵شنبه ۱۷/۱۲/۱۳۸۵ استاد مهدی آذر یزدی ابتدا در ساعت ۳۰/۱۸ در محل غرفه اندیشمندان یزد  .ناشر آثار وی در یزد حضور می یابدوسپس برای بازدید از نمایشگاه راهی غرفه ها می شود وسپس در سالن اجتماعات دیدار صمیمی با دوستداران خود خواهد داشت.

امسال دوکتاب وی با نام "مثنوی بچه خوب "وشعر قند وعسل"چاپ شده وتا فروردین هم "قصه های ساده "اوبه همت اندیشمندان یزد چاپ خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 0:39 توسط حسین مسرت |

ماجرای سوالات موهن آزمون معلمان و . . .

» انجمن اسلامي معلمان استان قم: كجايند كفن پوشان و درد دينداران؟ 

» آيت‌الله صانعي، طرح سئوالات آزمون ضمن خدمت آموزش وپرورش را محكوم كرد

» دفترآیت الله فاضل لنکرانی: عذر خواهی وزیر آموزش و پرورش کفایت نمی کند

» آيت‌‏الله فاضل‌‏لنكراني: همه مردم به سوالات آزمون فرهنگيان عكس‌‏العمل نشان دهند، چرا كه اهانت خيلي عظيمي است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 8:17 توسط محمد امامی |

مهدی آذر یزدی

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:34 توسط محمد امامی |

 مهدی آذر یزدی

ببخشید چون قطار چند دقیقه دیگه حرکت می کنه و ما عازم شرکت در مراسم نکوداشت استاد آذر یزدی هستیم ، توي اين فرصت كم ، فقط جاي همه رو خالي ميكنيم و اين مطلب رو هم به پاس سالها خدمات صادقانه استاد بهشون تقديم مي كنيم :

 

پدر بزرگ ، سلام  

امروز ، روز قشنگی است ،یک روز از یاد نرفتنی ،

امروز بچه های خوب ایران، دلشان می خواهد که از نزدیک، پدر بزرگ قصه های خوبشان را ببینند .  

آنها بیش از ده حکایت از قصه های تازه را از کتابهای کهن تو خوانده اند، به این امید که بتوانند روزگاری حق و ناحق را از هم تشخیص دهند .  

و در میان قصه های ساده ات ببینند که مرد و نامرد برای رسیدن به پنج افسانه  

، چگونه خیر و شر را پشت سر می گذارنند.  

و این در حالی است که بچه آدم ، رویای هشت بهشت را در سر می پروراند. آنها  

خاله گوهر را نیز دنبال می کنند تا شاید  قصه ها و مثل ها ی زیبای تو را از زبانش  

بشنوند. دریغ از اینکه او هم این روزها ، خودش را به شکل یک فالگیر درآورده تا بتواند  

برای مشتریانش ، خود آموز عکاسی و مقدمات شطرنج را ببرد ! 

و گربه تنبل او که مدت هاست به دنبال دستور طباخی و تدبیر منزل است با لبخند  

به سراغ گربه ناقلا ی تو آمده اما این ناقلای بازیگوش ، اشتباهی بافنده  

داننده ات را برایش آورده است . 

اما حالا که کار تصحیح مثنوی مولوی و تذکره شعرای معاصر به پایان رسیده  

است بهتراست که سری به قصه های پیامبران بزنیم .  

چون اصل موضوع این است که بچه های خوب ایران با یاد عاشورا ، قصه های  

چهارده معصوم را به خاطر سپرده اند تا بتوانند حداقل چهل کلمه قصار حضرت  

امیر را از بر کنند . 

آنها امروز ، طعم شیرین قند و عسل را چشیده اند تا بتوانند فردا مثنوی  بچه  

خوب را بسرایند . 

امروز ، بچه های خوب ایران می دانند که یک مرد دوست داشتنی مثل استاد مهدی  

آذر یزدی توانست ، قصه های خوبی را به بچه های خوب دنیا هدیه کند .

 

"امیدورایم در جشن تولد 120 سالگی ات ، قصه های خوب و تازه ات را با  

گوش جان بشنویم . "

 

فكر كنم قطار رفت !!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 21:31 توسط رقیه دوست فاطمی ها |

بیست و نهم- ۲۹بهمن ماه :سپندار مذگان، روز عشاق ايرانی

در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم بیست و نهم- ۲۹بهمن ماه :سپندار مذگان، روز عشاق ايرانیبه روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است.

فلسفه بزرگداشت ۲۹بهمن ماه : روز عشاق ايرانی

فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند....

ولنتاین غربی  Valentine یا  سپندار مذگان  روز عشاق ايرانی

 حتما شما هم روزهای گذشته ؛هياهو و هيجان را در خيابان ها دیده اید.مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله ميشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد.

آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي ولنتاین غربی در ايران، به سبک ایرانیان؛  سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟……   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 1:22 توسط محمد حسین تقوایی |

ولنتاين -  (علی مافی )

       تاريخچه كامل و دقيق Valentine در دست نيست و آنچه از پيشينه اين روز مى‌دانيم با افسانه درآميخته است. امروزه كليساى كاتوليك به اين نتيجه رسيده است كه حداقل سه قديس به نامهاى Valentine يا  Valentinuseوجود داشته كه همگى به شهادت رسيدهاند. به همين دليل چندين افسانه سعى در بازگوئى تاريخچه اين آئين دارند اما آنچه كه بيش از همه  قابل باورتر و نزديكتر به عقل مى‌آيد اين است كه گفته مى‌شود Valentinuse كشيشى بوده كه در قرن سوم ميلادى در رم زندگى مى‌كرده است.
          
زمانى كه امپراتور كلوديوس دوم به اين نتيجه رسيد كه مردان مجرد نسبت به آنانى كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهترى هستند، وى ازدواج را براى مردان مجرد و جوانى كه در ارتش خدمت مى‌كردند ممنوع كرد. پدر‌ ولنتاين بخاطر غير عادلانه بودن فرمان امپراتوربا برگزارى مخفيانه مراسم ازدواج به مخالفت با كلوديوس پرداخت

        وقتى راز ولنتاين بر ملا شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين اولين كارت تبريك «ولنتاين» را زمانی كه در زندان بود، فرستاده زيرا بر اساس اين افسانه او عاشق يك دختر جوان كه احتمالا اين دختر فرزند زندانبان او بوده، همان كسى كه در طی دوران زندان به ديدار او مى‌رفته‌است.
      
گقته مى‌شود ولنتاين براى او نامهاى نوشته و در انتها امضاء كرده «از طرف ولنتاين تو» . اصطلاحی كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روى كارتهاى ولنتاين به چشم مى‌خورد.
       
از آنجايى كه بازار برگزارى اين مراسم طى ۲ سال گذشته گرمتر شده (توجه داشته باشيم كه اين مسئله همزمان است با اوج بهره گيرى از ماهواره و اينترنت) مى‌توان علت را به افزايش ارتباط با غرب و ورود آيينهاى آن سو به فرهنگ ما نسبت داد.
       اما با كمى تعمق در مسئله درمى‌يابيم علت آن چيزى جز . . .
برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را بخوانید .
یک نظر : چه نيازی به « ولنتاين » ؟! ( رضا رفيع )

راستی نظر شما چیه ؟!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 21:50 توسط رقیه دوست فاطمی ها |

       مسئولان فرهنگی استان یزد شامل مسئولان آموزش و پرورش، صدا و سيما،‌ استانداري،‌ شهرداري،‌ سپاه،‌ بنياد شهيد و ...  برای برنامه ریزی و فرهنگ سازی در خصوص ایام تعطیلات نوروز گرد هم آمدند و این تصمیم ها را گرفتند :

* 50 هزار نقشه راهنماي گردشگري از سوي شهرداري يزد به چاپ برسد.
* سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري این نقشه ها را در پايگاه راهنمايي اش بين مسافران نوروزي توزيع کند.
* شهرداري يزد تابلوهاي راهنما و نيز نظافت بافت تاريخي يزد نصب کند.
* بنياد شهيد و امور ايثارگران استان يزد در راستاي اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت، بروشورهايي چاپ کند و به معرفي گلزاهاي شهداي استان يزد بپردازد.
* صدا و سيماي مركز يزد تا پايان تعطيلات نوروزي برنامه خاص جهت فرهنگ سازي و اطلاع رساني عمومي تهیه كند.
* اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد در ايام تعطيلات نمايشگاه‌هاي مختلف از جمله نمايشگاه كتاب برگزار نمايد.

فرهنگسازی بهتر از این نمی شه !

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 10:13 توسط محمد امامی |

 
      یک شنبه شب فرصت خوبی بود که به همراه خانواده از نمایش کیش مهر کار خوب اعضای تیاتر یزد دیدن کنم .این کمترین که نه از تیاتر سررشته ای دارد ونه از بازیگری .تنها محو قلم خوب سعید شهریار در آفرینش متنی زیبا وگیرا شدم واز بازی خوب وزنده بازیگران  لذت بردم . 
     حقیر بواسطه مشغله ای که دارم کمتر فرصت می کنم از نمایش دیدن کنم .اما از این که پس از چند سال کاری بسامان وگروهی از بازیگران یزد را می دیدم بسیار خرسند شدم  وخرسندتر آنکه می دیدم این فعالان عرصه تیاتر که سالها بی ادعا وعاشق .خاک صحنه می خورند وبه عشق مردم زنده اند. تا چه اندازه در کار خود پیشرفت کرده اند .بازیها استوار و محکم .گفتارها فخیم ورسا .کارگردانی بسیار عالی  ونور دکور در حد قابل قبول .
    دست همه شان درد نکناد که شبی به یاد ماندنی را برای ما فراهم کردند.
    امیدکه مسئولان فرهنگی استان قدر این هنرمندان را بدانند که اینها سرمایه های معنوی استان یزد هستند.
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 0:56 توسط حسین مسرت |

يك بلاگر:
به وبلاگ خوانان نقاد نيازمنديم
توجه به وبلاگ‌نويسي به عنوان يك فرصت، جامعه را پوياتر مي‌كند
      يك وبلاگ نويس يزدي گفت: «وبلاگ نويسي يك نوع كنش ارتباطي است كه موفقيت آن مستلزم ابزار ارتباطي مناسب مانند آزادي، ‌انگيزه و يك زبان مشترك است.»
      محمد امامي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه يزد،‌ اظهار داشت:  ( برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 10:27 توسط محمد امامی |

       دکتر حسین مسرت طی این خبر ، از همه دوستان آذر یزدی دعوت کرد تا در مراسم نکوداشت وی شرکت نمایند : 
     "با توجه به اینکه در این همایش بزرگان ادب کودک مانند استادان آذر -مرادی کرمانی -رحماندوست -میرهادی ونیز استاددکتر اسلامی ندوشن سخنرانی دارند فرصت مغتنمی است که حضور یابید .از تمام دوستان ایشان دعوت می شود شرکت نمایند .ورود برای عموم آزاد است.
   
کتابی هم در شرح خدمات استاد آذر چاپ شده که تقدیم ایشان ودوستداران ایشان می شود."
منبع :( کاریز یزد )
معلوم شد کارت دعوت ها دست کیه !!

راستی کی بود که کارت دعوت می خواست ؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:19 توسط رقیه دوست فاطمی ها |

نظرية فرهنگي در فرهنگ عامه و نمايشهاي رسانه‌اي. نوشتة مايكل ريل ترجمة ليدا كاووسي


فرهنگ عامه، كه تجلي فراگير فعاليتهاي رايج در زندگي معاصر است، براي نظرية فرهنگي مشكل‌آفرين بوده است. فاصلة ميان نظرية فرهنگ عمومي و نظرية فرهنگ عامه هم‌اكنون فرصتي براي مباحثه راجع به مسائل مربوط به رشد نظريه فرهنگي فراهم مي‌كند. تاريخچة فكري اين نوع مطالعة ارتباطي ـ كه تحقيق حاضر بخش كوچكي از آن است ـ نخست فاصلة اين دو حوزه را خاطرنشان مي‌سازد و سپس دليل دشواري آشتي ميان آنها را مي‌پرسد.
از يك سو، در مطالعات فرهنگ عامه، تلاش براي نظريه‌پردازي در مورد فرهنگ عامه به‌تدريج كاهش يافته و به توصيفاتي ضعيف در مورد مفهومي مفرد از نظرية اجتماعي يا ادبي بدل شده است. بيسبال به مثابة روايتي شبه ادبي مورد بررسي قرار گرفته يا جاي پاي بينامتنّيت در موسيقي هيپ هاپ يافت شده است. از سوي ديگر، نظريه‌هاي عمومي فرهنگي ممكن است برابعاد مهم «عامه» تأكيد نكنند. به يك گروه هنري كوچك به اندازة (يا بيشتر از) مشاركت جمعي عامه مردم در ورزشهاي مطرح در رسانه‌ها اهميت داده مي‌شود. از بسياري جهات، نظرية فرهنگي عمومي تنها در صورتي در مورد فرهنگ عامه كاربرد مي‌بايد كه در آن تفاوتها و بسطهاي تازه و عمده‌اي ايجاد شود: براي مثال، نيروهاي «بازاري» در فرهنگ عامه مشهودتر از تعامل فرهنگي رودرروي عامه است. دراين مقاله، تلاش شده بعضي از درسهاي آموخته شده دربارة فرهنگ  از آن نظريه‌ها به ويژه از نظريه‌هاي مربوط به فرهنگ عامه، استخراج شود.
برای مطالعه مقاله که ترجمة فصل هشتم كتاب زير است بر روی ادامه مطلب کلیک کنید:
Culture in the Communication AGE, Edited by Jameos Lull, Routledge Publications, 2001


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:30 توسط محمد امامی |

 تاسوعا و عاشورايي ديگر آمد و رفت و مظلوميت امام حسين (ع) همچنان باقي ماند.

حتي مي توان گفت كه مظلوميت او هر زمان بيش از پيش مي شود!

 زیرا بر این باورم که فرياد اصلي و دغدغه مهم او هنوز آنچنان كه بايد وشايد شنيده و تفهيم نشده و يا نخواسته ايم كه بشنويم و بفهميم و يا گروهي نخواسته اند كه شنيده و فهميده شود!!

فرياد اصلي و هدف مهم حسين از آن سفري كه به شهادت و جاودانگي اش انجاميد پيكار با ظلم و ايستادگي در برابر كساني بود كه مي خواستند به نام دين و اسلام به نان برسند!

حسين جنگيد تا بياموزد كه زندگي با ذلت و خواري را نپذيريم

تا فرياد بزند كه آزاده زيستن است كه ارزنده است

بنابراين گريستن براي كشته شدن حسين، كه شهادتش مي ناميم و آن را افتخار و موهبتي براي هر مسلمان مي دانيم كار بيهوده اي است

گريه كردن براي شهادت حسين وعلي اصغر و علي اكبر و ابوالفضل و ... كه خود آگاهانه گام در اين راه گذاشتند هر چند پسنديده است و هدف اصلي آيين هاي عزاداري و هيئت هاي گوناگون سينه زن نبايد باشد!

مگر خود امام حسين نمي دانست كه با چنين فاجعه ايي روبرو خواهد شد؟

مگر پيامبر از همان زمان نوزادي امام حسين از شهادت ايشان خبر نداده بودند؟

اگر گريه اي هم باشد بايد براي مظلوميت امام حسين باشد كه هنوز ناشناخته مانده و فريادش شنيده نشده و در ميان اين همه عزادار و سينه زن و بعضي مداحان نان به نرخ روز خور تنها تر از زمان خويش است!!

اگر اشكي هم ريخته مي شود بايد براي درس وفاداري ابوالفضل باشد كه هنوز نتوانسته ايم از روي آن مشق كنيم چراكه هستند در بين ما خواهران و برادراني كه خود را عزادار حسين مي دانند و با كردار خود  آبروي قابيل را خريده اند!

اگر خاك بر سر مي ريزيم بايد به حال خود بريزيم!

 چراكه اگر در يكي از همين مجالس عزاداري، مظلومي كه حقي از او توسط صاحب منصبي ضايع شده، فریاد کمک و یاری سردهد بخاطر ترس از دست دادن پست و شغل و نان بخور و نميري که از تصدق سر دولت به دهانمان مي رسد خفه

مي شويم و ...

آري حسين مظلوم تر از هميشه است چون عزاداري همچون منِ حسين نشناس دارد!

 

پايان بخش اين نوشتار بخشهايي از نوحه هاي هيئت هاي دو محله از محله هاي قديمي يزد است:

 

 ذراتجهان جمله به جوشند و خروشند 

  صد چشم بهم نامده گوشند و به هوشند

                    اعصار و قرون خسته ز زنجير كه بشتاب  

                    تاريخ برآورده سر از گور كه درياب

 دريا به خروش آمد از اين شور شرر خيز  

                              طوفان و جنون جامه دريدند كه برخيز

       رنگ از گل و نور از دل و صدق از همه جا رفت

                              پرواز به خون خفت و پرستو به عزا رفت

  برخيز و ببين آنچه كه ديديم و كشيديم   

                               با نام حسين، آينه ظلم يزيديم

***************

 ظلم بر محو عدالت سخت مي كوشد هنوز

                         ظالم از خون دل مظلوم مي نوشد هنوز

                    تا عدالت را كند جاويد در عالم حسين 

                    خون سرخش بر نظام ظلم مي جوشد هنوز

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 14:10 توسط علیرضا خورشیدنام |

به کوشش ۳۵ تن از هنرمندان تئاتر یزد، و با نویسندگی و کارگردانی سعید شهریار ،
نمایش « کیش مهر » ، در تالار تربیت معلم شهید پاک نژاد یزد بر روی صحنه است.

Image hosting by TinyPic

در این نمایش که با تلاش گروه تئاتر شید و همکاری خانه نمایش و انجمن نمایش یزد پس از سه ماه و نیم تمرین اجرا می شود ، بخش هایی از زندگی و سیره پیامبر اعظم (ص) با تاکید بر اهمیت و نقش و تاثیر مهرورزی و مهربانی در تعاملات اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

Image hosting by TinyPic
از آنجا که نمایش کیش مهر تا پایان بهمن ماه جاری بر روی صحنه خواهد بود، جا دارد این  حرکت ارزنده با استقبال عمومی مورد حمایت قرار گیرد و زمینه حضور فعال تر و شکوفاتر هنرمندان یزدی را در عرصه فرهنگ استان فراهم آوریم. 

+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 12:20 توسط محمد امامی |

     سایت کافه نمایش با هدف متمرکز نمودن محتوای هنرهای نمایشی و ایجاد محیط بحث و تبادل نظر برای مخاطبان هنرهای نمایشی و فعالان این حوزه راه اندازی گردیده است.
در حال حاضر سایت www.cafenamayesh.com  فعالیت آزمایشی خود را شروع کرده است. سایت کافه نمایش در اولین اقدام خود از مخاطبین جشنواره تئاتر و فیلم فجر دعوت می کند تا با ثبت اتفاقات حاشیه ای جشنواره از نگاه تماشاگرانه خود، بزرگترین محتوای اینترنتی جشنواره فیلم و تئاتر فجر را از نگاه تماشاگران ایجاد نمایند.
      خدمات این سایت شامل: ارائه سرویس بلاگ به گروه ها، دست اندرکاران و علاقه مندان هنرهای نمایشی ، ایجاد بستر تبادل نظر ، برگزاری کارگاه های نمایشنامه نویسی، فیلم نامه نویسی و داستان نویسی بصورت آنلاین ، حمایت از گروه ها و افراد آماتور در جهت شناساندن آثار آنان به مخاطبین ، جمع آوری مقالات و نقد های حوزه هنرهای نمایشی می باشد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:28 توسط محمد امامی |

        اول بهمن دو کتاب منظوم از آثار ماندگار استاد مهدی آذر یزدی به نامهای « شعر قند وعسل» و « مثنوی بچه خوب » پس از سالها نایابی با ویرایش نو توسط انتشارات اندیشمندان یزد به چاپ جدید رسید.
        آخرین چاپ شعر قند و عسل سال ۱۳۷۳و مثنوی بچه خوب ۱۳۵۷ بود. آذر در این دوکتاب ، کودکان و نو جوانان ایرا ن را با راستی ها و پاکی ها آشنا می کند. 
     مثنوی بچه خوب در بردارنده ۱۹ حکایت زیبا با لحنی صمیمی و اشعار روان و خواندنی است که هر کدام نتایج اخلاقی و رفتاری خوبی دارد و شعر قند و عسل که عنوان فرعی آن « حکایت پشه و زنبور عسل » است در یک داستان بلند ، تقابل پاکی و درستی را با زشتی و ناپاکی نشا ن می دهد تا نوجوانان، خود به قضاوت بین گاو و زنبور عسل بپردازند.
در هردو کتاب « کتابشناسی آذر یزدی » به قلم پیام شمس الدینی آمده است.
       اندیشمندان یزد قصد دارد در سال جاری کتاب « قصه های ساده » آذر یزدی را هم چاپ کند که آخرین بار در سال ۱۳۷۵ چاپ شده بود.
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:49 توسط حسین مسرت |

 

   نقش کتاب در زندگي روزمره مردم ايران، همان نقشي را دارد که در بيشتر سريال‌هاي تلويزيوني ديده مي‌شود، کمرنگ و در حاشيه. بارها از لزوم فرهنگ‌سازي و توجه مردم به امر کتابخواني سخن گفته شده و چون زمينه‌هاي عملي آن فراهم نشده، همانند نقش بر آب، از يادها رفته است.‏

  اما اين بار به همت مرضيه برومند يزدي کارگردان خوب يزدي تبار که سال‌هاست با گروه کودک تلويزيون ايران همکاري دارد و مجموعه‌هاي گوناگوني مانند: آرايشگاه زيبا، آپارتمان شماره 13، شهر موش‌ها، زي‌زي گولو را کارگرداني کرده، مجموعه‌اي به نام "کتابفروشي هدهد" را تهيه و اجرا نموده که در مدتي کم، جاي خود را در ميان مجموعه‌هاي موفق تلويزيوني باز کرده است. اين مجموعه با بهره‌گيري از جذابيت‌هاي تصويري، طنزي گيرا، محيطي صميمي و خانوادگي، بينندگان را با کتاب آشتي دوباره داده است. و شايد در کوتاه مدت، نمودي نداشته باشد اما در دراز مدت اثرات خوبي بر جاي خواهد نهاد. از جمله آنکه ممکن است ديگر تهيه‌کنندگان در اين زمينه ترغيب و تشويق به کار شوند، افرادي که گهگاه براي خالي نبودن دکور صحنه، چند کتاب را زينت‌بخش قفسه‌هاي لوکس مي‌کردند.‏
اين مجموعه بارها از سوي ناشران، کتابفروشان و نشريات گوناگون نقد و معرفي کتاب، سپاس و تقدير شده است. برومند در اين مجموعه نشان داده است که خود نيز کتابخواني آگاه و پيگير است، وي به غير از بهره‌ بردن از متني قوي، در انتخاب بازيگران نيز دقت و وسواس داشته و مجموعه‌اي ديده را فراهم کرده است.‏
اما آنچه براي ما يزدي‌ها جذاب‌تر شده است بازي خوب چند بازيگر قديمي يزدي و يزدي‌تبار مانند: مرضيه‌السادات برومند يزدي، روح‌ا... مفيدي، فرهاد آييش،راضیه برومند. محمود بصيري ابرقويي و چند بازيکن جديد و گمنام ديگر در اين کار است. بي‌گمان برومند در اين زمينه تعمدي داشته و مي‌خواسته دين خود را به ديار پدري خود ادا کرده باشد. حتي برخي از بازيگران با گويش يزدي سخن مي‌گويند. (منهاي فاطمه که يزدي نيست و متأسفانه گويشي ساختگي برايش درست کرده‌اند و اي کاش نمي کردند.)‏

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 0:7 توسط حسین مسرت |

کتاب " سخن ها را بشنویم " نوشته دکتر محمد علی اسلامی ندوشن وارد پیشخوان کتابفروشی ها شد .
به گزارش خبرنگار مهر ، در مقدمه این کتاب می خوانیم : ما با دنیای بی توازنی رو برو هستیم که سالها پیش از آن حرف زده بودیم و میوه اش دارد یکایک چیده می شود . گذشتگان ما هفت آسمان و نه فلک می شناختند و سیارات هفتگانه و زمین را مرکز کائنات می گرفتند .

تخیل شاعرانه از هیئت ستارگان نام ها و خاصیت ها تصور کرده بود چون خوشه پروین و زهره چنگی و مریخ سلحشور و ما شوریدگی و ... آنگاه علم جدید آمد و کائنات بی نهایت شد .

هرگونه ادراکی از کیهان و عالم هستی فرع بر اندیشه ما است . علم معرفت کائنات و شیئی خاکستری رنگ بیضی شکل می گنجد . از ماه انیس عاشقان تا ماه متروک بی ادام که آدمی زاد پای بر آن نهاد هیچ تفاوتی نیست تفاوت در دانش انسان است که گسترش پیدا می کند .

عامل هستی چیزی جز بازتاب ها نیست ، تنهاد زمانی موجودیت می یابد که از مغز انسان بازتابنده شود . هم اکنون بسیار چیزها در طبعت هست که حواس ما و دانش ما قادر به دریافت آنها نیست بنابر این از نظر ما وجود ندارد لیکن ممکن است روزی به وجود بپیوندد .

عناوین فصل های این کتاب عبارتند از : سر آغاز ، همه جیز به انسان باز می گردد ، فقر ، فقدان انگیزه ، فقدان آموزش و اختلال در فرهنگ ، فقدان انگیزه ، فقدان نظم و سامان ، کشور عجیبی که ایران نام دارد ، طاغوت اول ، طاغوت دوم ، طاغوت سوم ، بازتاب دو گرایش ، خارجی جای فلک گژمدار را گرفته است ، بگو دوستت کیست تا بگویم چه کسی ، داستان شرق و غرب .

کتاب مذکور در 248 صفحه ، شمارگان 2000 نسخه و با بهای 2950 تومان در قطع وزیری از سوی شرکت سهامی انتشار به چاپ رسیده است

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 1:6 توسط حسین مسرت |

   شب عيد غدير ... (اول بگم که اين مطلب رو هم نمی خواستم بنويسم چون گمان می کردم يه جور نق زدن می شه!) درون خودرويی نشسته بودم تا من را به مقصد برساند، در راه از ميدان امام حسين(ع) گذشتيم،حضور سربازان و افسران ايستاده دور ميدان زياد به چشم مي زد!
راننده پرسيد: دوباره موتور گيريه؟
گفتم: نه، گمان کنم آماده می شوند برای آيين نور افشانی
گفت: قربون امام علي بشم، چيکار به نور افشانی داريم بجاش پول افشانی کنند!... و سپس جدی تر ادامه داد: به خدا راست می گم اگه خيلی می خوان دل مردم رو شاد کنن دو قلم جنس مورد نياز مردم رو ارزون کنن، مثلاْ بگن گوجه کيلويی ۵۰۰ تومن!
ديدم بنده خدا راست می گويد، گاهی وقتها اين گونه کارها همانند بزک کردن صورت يک آدم بد چهره است. ای کاش می شد بشود که دل ما مردم شاد شود و روانمان آسوده.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 2:32 توسط علیرضا خورشیدنام |

 

 تركيههشتصدمين سال زاد روزمولوي را جشن مي گيرد .

 

به همين مناسبت 3 روز پيش پيامي با اين مضمون به تعدادي از هنرمندان عزيز ارسال شد :

                          

" اگر تمايل داريد در جشن تولد مولوي در تركيه شركت كنيد ، پاسپورت هم داريد و 150 هزار تومان هم مي دهيد ،  سريع با من تماس بگيريد ."

 

و اما پاسخ ها :

 

اولي تا دهمي : "كي حركته ؟"

 چهارشنبه : ۲۲/۹/۸۵ - ساعت ۹ شب

- "3 روزه كه نمي شه پاسپورت گرفت!"  

-  مگه پاسپورت نداري ؟

- " نه با با ، كي فكر ميكرد يه روز هنرمندا رو بفرستن خارج ! اونم پارتي تولد مولوي!"

 

يازدهمي تا بيستمي :"خيلي مي خوام برم ، ولي پول ندارم!"

 

بيست و يكمي:" پاسپورت كه تو كارشم ، ولي بايد برم مجارستان! "

 

بيست ودومي:"پاسپورت دارم ولي بايد برم كنسرت. . .!"

 

بيست و سومي:"50 هزار تومن ديگه بزار روش ، برو يكي از كشورهاي آسياي ميانه ، بي مزد و منت. . .!"

 

بيست و چهارمي:"پاسپورت دارم ،پول هم دارم ، استخاره ام هم خوب اومده ، ولي امتحان "پاورپوينت" دارم !"

 

ارسال كننده پيام:"من هم خيلي مي خوام برم ، ولي به خاطر انتخابات انجمن ...نمي تونم برم، تازه خانمم هم پاسپورت نداره...! خيلي حيف شد... كاش زودتر گفته بودن . . .!"

 

یکی مونده به آخری:"با اتوبوس که نمی شه رفت تركيه ! کاش با هواپیما می بردن ، حتما مي رفتم !!" 

 

آخري :"حتما مي خوام برم و بايد برم ، چون قطعا 100 سال ديگه ، زنده نيستم كه توي نهصدمين سال تولد مولوي شركت كنم."

 

" گر شدي عطشان بحر معنوي

فرجه اي كن در جزيره مثنوي

فرجه كن چندان كه اندر هر نفس

مثنوي را معنوي بيني وبس"

 

راستي هنوز اتوبوس حركت نكرده . . .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 20:3 توسط رقیه دوست فاطمی ها |

 

آنچه موسيقي اصيل ايراني را درهمان نگاه اول از ساير موسيقي هاي ديگر مشخص مي سازد ، وابستگي تنگاتنگ آن به فرهنگ مردم خويش است ،گويي هر نواي در هم پيچيده ساز،  نشان از يك سرگشتگي چند ساله تاريخي است. هر آهنگي خاطره اي را زنده نگاه داشته و هر زخمه اي يادگار زخمي است. هماهنگي بسياري هست بين نت هاي پيچيده اما دقيق و منظم يك آهنگ و آن را دستاني آفريده كه انديشه اي در سر و ايماني در دل داشته است و امروز بعد از گذشت قرن ها هنوز موسيقي ايراني ستودني است و دوام خود را مديون فرهنگ و انديشه مردمان اصيل ايران مي داند . مردماني كه با باورهاي خود هزاران سال دوام آورده اند و صدها سال ديگر نيز دوام خواهند داشت.

 

"بانگ گردش های چرخ است این که خلق

 می نوازندش به تنبور و به حلق

 ماهمه ابنای آدم بوده ایم

 در بهشت این لحن ها بشنوده ایم"

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 16:41 توسط رقیه دوست فاطمی ها |


        امروز فرصتی پیش آمد تا به دعوت دوست و برادر ارجمندم آقای محمد جواد اولیا مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد در مراسم افتتاحیه دومین جشنواره قصه گویی منطقه ۶ کانون که در تالار هلال احمر یزد برگزار می شد شرکت کنم.

جشنواره با حضور مربیان و تلاشگران عرصه ی فرهنگ و هنر و ادب حال هوای خاصی یافته بود. پس از شنیدن آیاتی از سوره ی شمس از قزآن کریم که به دلیل کثرت دیدن و شنیدن آن در مراسم گوناگون تعداد دفعات دیدن آن به یادم نمی آید، و برنامه های مقدماتی ، صدای دلنشین بابای خوب بچه ها « مهدی آذر یزدی » جان ها را نوازش داد.

 صدای شیوای او که همچون همیشه متواضعانه از اینکه به دلیل رنجوری و بیماری موفق به شرکت در این جشنواره نشده بود عذرخواهی می کرد همراه با تصویر وی در خانه ی محقرش آغازگر این جشنواره بود.

        آقای محمد جواد اولیا نیز با ابیات نخستین شعری از غلامرضا محمدی (کویر) به میهمانان اینگونه خیر مقدم گفت که:

سلامی صمیمانه ، سرمست ، ساده
به خوبان مهمان دارالعباده

سلامی خجسته ، چو گل دسته دسته
به خیل هنرمند اینجا نشسته

سمن بو سلامی ز احساس لبریز
بر این تشنه صحرای طوفان برانگیز


       و در خصوص شخصيت استاد مهدي آذر يزدي اینگونه ادامه داد که : خدمات اين پدر قصه‌هاي خوب براي بچه هاي خوب و شخصیت فرهنگی کشور را در اين مراسم ارج مي نهيم و چه پسنديده است در اين گونه مراسم از بزرگان و اديباني كه در عرصه‌هاي فرهنگي فعاليت نموده اند تجليل به عمل آيد.

       وي برگزاری اين گونه جشنواره‌ها را باعث رشد فرهنگي و آشنايي مردم با ادبيات ملي و هدف از برگزاري اين جشنواره را ترويج فرهنگ قصه گويي و قصه خواني دانست و اظهار داشت: كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان بايد با شيوه‌هاي هنري بر روي زبان و ادبيات فارسي كار نمايد و آن را در جامعه گسترش دهد. 
       مدير كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان استان يزد در پايان يادآور شد: قصه‌ها بايد از لحاظ محتوا در عين حال كه به حماسه و حماسه سرايي توجه دارند به ادبيات ديني و ملي نيز توجه زيادي داشته باشند.
       حجت الاسلام معزالدینی نیز کلامش را با شعر آغاز کرد و در سخنانی کار قصه گویی و قصه پردازی را کاری خدایی  دانست و مخاطبان را از افسانه بافی نهی کرد.


وی از  قصه گویی به عنوان  ابزاری موثر برای ملموس کردن مفاهیم پیچیده یاد کرد و تاکید کرد قصه گویی نباید هدف قرار گیرد بلکه باید به عنوان وسیله ای بسیار کارآمد در حد و اندازه ی لازم مورد استفاده قرار گیرد و در ادامه ی کار مخاطبان سطوح دیگر جامعه را باید به تعقل و تفکر کشاند.


       در ادامه ی این جشنواره نمایش  از خاک تا نور کار مرکز شماره ۴ کانون یزد به نویسندگی منیره السادات سید مورتی  به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) اجرا شد.


سپس گروه سرود دختران مرکز شماره ۲ کانون  سرود زیبای انتظار سروده ی آقای محمدرضا آخوندی را اجرا کردند:

کوچه رو آب بپاشید صدای پای یار می آد
پنجره ها رو وا کنید زمزمه ی بهار می آد

پرستو ها غزلخونند ، هوای دل بهاریه
سینه ی آسمـــــون پر از چلچله و قناریه

هزار ساله که کوچه ها پر شده از دلواپسی
کی می شه از راه برسی ، ای گل ناز اطلسی

نازنین منتظرم نذار دلم حروم بشه
نمی خوام که زندگیم بدون تو تموم بشه

همه آرزوم اینه که خاک پای تو بشم
تو منو قبول کنی ، منم فدای تو بشم

 

پرده خوانی و اجرای زیبای نقالی داستان
عشق بیژن و منیژه بخش دیگر این جشنواره بود که توسط خانم مریم حیدری و مرشد نوجوان آقای محمد جواد ضیایی و به کمک پرده ای در ابعاد حدودا دو متر در سه متر ،  حاضران را به وجد آورد و زمینه ای دیگر از توانمندی های فرهنگ غنی ایرانی به نمایش گذاشته شد.

نوجوانان شهرستان خاتم و ابرکوه نیز در یک کار مشترک در بخش پایانی مراسم افتتاحیه ، به اجرای زیبای موسیقی محلی و رقص با چوب پرداختند.
حسین مسرت
جشنواره قصه گویی فرصت مناسبی هم برای دیدار با دوستان ارجمندی چون آقایان محمد جواد اولیا و حسین مسرت و همچنین مربیان پرتلاش کانون از جمله خانم دوست فاطمی ها بود.

       آقای حسین مسرت  که همدلانه جشنواره را یاری می داد و از دوستان صدیق مهدی آذر یزدی است به رغم تلاشش به دلیل بیماری بابای خوب قصه گوی بچه ها موفق به شرکت دادن ایشان در جشنواره نشده بود . گویا قرار است در صورت امکان ایشان در مراسم اختتامیه حضور یابد.

 

وبلاگ  مرغکستان نیز با تلاش آبی بی خانم در حاشیه ی جشنواره به انعکاس اخبار و گزارشهای جشنواره می پرداخت و شهد شیرین جشنواره را در فضایی به وسعت جهان می پراکند و می نوشاند.

امیدوارم با رونق و گسترش فعالیتهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان بتوانیم شاهد تحولات گسترده ای در ارتقا و اعتلای فرهنگی میهن عزیزمان ایران باشیم.

پس از نگارش:


 برخی غایبان جشنواره را در ادامه مطلب ببینید بقیه را شما معرفی کنید :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 15:52 توسط محمد امامی |

تالار فرهنگ یزد  نیز به جرگه ی وبلاگ نویسان پیوسته است. در این وبلاگ تالار فرهنگ یزد به این شکل معرفی شده :
تالار فرهنگ یزد - تاسیس دى 1375
ظرفیت سالن 200 نفر
اندازه تالار: 20×10 متر
صحنه نمایش: 8×10 متر
مدیریت تالار مهرداد جباری
یزد - بلوار دانشجو کنار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد صندوق پستی: 165 - 89175
تلفن: 0070 623 - 0351 

نشانی وبلاگ تالار فرهنگ یزد این است: www.talar-farhang.blogfa.com

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:6 توسط محمد امامی |

 توی این مملکت ما چیزی که اصلا بها و ارزش نداره ، آبرو و حرمت انسان هست ! البته در حرف و شعار خیلی ها مدعی حافظ آبرو و حیثیت مردم هستند اما وقتی به میدان عمل نگاه می کنیم ، اثری از این حفاظت نمی بینیم!
        این موضوع بسیار مهم و شیوه ی نامیمون رفتاری تنها مربوط به عرصه ی سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ و هنر و یا عرصه ی خاصی نیست بلکه با گسترش آن در تمامی عرصه ها رذیله ی اخلاقی جامعه ی ما را هویدا می کند.
        وقتی برخی بزرگان از ریختن آبروی مومن که در اسلام ارزشش بالاتر از خون او دانسته شده ابایی ندارند هتک حیثیت و آبروی انسانها توسط آدمهای معمولی و برخی شیادان و منحرفان با نفوذ در جمع  ورزشکاران ، هنرمندان صدا و سیما و سینما ، سیاستمداران و احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی و ... جای شگفتی ندارد ! تا اینکه این روزها دست از رفتگان هم بر نمی دارند و آنها نیز مورد تاخت و تازهای غیر اخلاقی قرار می گیرند و افکار عمومی را جریحه دار می سازند.
آنچه در این سالها و ماهها و روزهای اخیر در زمینه هجوم و تعرض به مرزهای اخلاقی خانواده ها و مردم و اجتماع مشاهده می شود ، دل هر انسانی را به درد می آورد.
         ... و این پرسش در ذهن ها نقش می بندد که حافظان حریم اخلاق در جامعه ی ما چه می کنند و چرا تا کنون نتوانسته اند مرزهای اخلاقی جامعه را ایمن ساخته و با این پدیده ی اجتماعی برخوردی مناسب نمایند؟!
          یک روز شاهد اهانت و توهین به شخصیتهای سیاسی و مذهبی و بردن آبروی آنان، روز دیگر مشوش نمودن چهره ورزشکاران سرشناس ، روزی دیگر درنوردیدن محیطهای خصوصی و شخصی مداحان و هنرپیشگان ، و این روزها تعرض به بزرگانی که در جمع ما نیستند و به دیار باقی شتافته اند !

به راستی چه باید کرد ؟!
آنچه مسلم و واضح است این است که پدیده های اجتماعی را نمی توان با برخوردهای فردی سامان بخشید ، اما دست روی دست گذاشتن نیز معضل را پیچیده تر خواهد کرد و باید دست اندرکاران به راهکارهای فرهنگی ، قانونی ، قضایی بیش از پیش توجه کرده و امنیت جامعه و مرزهای اخلاقی آن را تضمین کنند.
و آنچه بیش از همه بر اخلاق و رفتار عمومی جامعه تاثیر خواهد گذاشت ، الگوهای رفتاری و اخلاقی است که مردم از بزرگان و گروههای مرجع خویش به عینه مشاهده می کنند و همچنین الگوهایی است که از رسانه ها به ویژه رسانه ی ملی ترویج می شود.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 11:23 توسط محمد امامی |

در جدیدترین دسته بندی وبلاگها ، یکی از بلاگرهای یزدی ، وبلاگها و وب سایت ها را در دو دسته ی  « صدادار» و «بی صدا» طبقه بندی نموده و سپس به تشریح و تبیین دیدگاه خود در این زمینه پرداخته است.

      با تولد «وبلاگ» به عنوان یک پدیده ی ارتباطی و اجتماعی ، در محیط اجتماعی ایران این امکان برای آحاد جامعه ایجاد شد تا بتوانند با کمترین امکانات، صدای خود را به گوش دیگران برسانند.
      بنابر این فضای مجازی وبلاگ و اینترنت این قابلیت را داراست که همگان بتوانند با فراهم کردن محیطی رایگان و آسان در این عرصه ی اجتماعی حضور داشته باشند و حرف بزنند و صدای خود را منعکس کنند. 
       امروزه وبلاگ یک رسانه ی فردی و گاهی جمعی است که صدای حیات فرد و یا جمعی را در جامعه انعکاس می دهد و علاوه بر اینکه پاسخی آشکار به بخشی از نیازهای درونی مخاطبان و ابزاری کارآمد و کارکردی برای سامان دهی به زندگی امروزی است ، زمینه ی مناسبی برای شناختن زوایای پنهان یک جامعه و اعضای آن را فراهم می کند.
       وبلاگها و وب سایت ها ،  امروز فرصت مناسبی را فراهم آورده تا فضایی چندصدایی را در انبوه رسانه ها و جامعه ی کنونی که بیشتر به همصدایی و تک صدایی است ایجاد نمایند و به نوعی نیاز بخش عمده ای از مخاطبان را تامین نمایند. به این لحاظ هیچ وبلاگی بی صدا نیست و هر یک به فراخور بضاعت ، توانایی ، تخصص ، انگیزه ، علاقه مندی ، دانش و مهارت خود دارای مخاطبانی کم و بیش هست. در این میان با توجه به تاثیر بارزی که وبلاگ ها به عنوان حاملان و انتقال دهندگان پیام  در شکل دهی فرهنگ عمومی و افکار عمومی می توانند داشته باشند ، وجود گوش هایی شنوا نیز ضرورت می یابد.
البته در این بین می توان گوش ها را دسته بندی کرد:
گوشهای شنوا
گوش های کم شنوا
گوش های ناشنوا
گوشهای شنوا همه ی صدا ها را می شنود
گوشهای کم شنوا خود به دو گونه است:
    گوش هایی که اصولا کم شنواست و از دریافت و شنیدن به موقع پیام ها عاجز است و با ابزارهای کمکی نقص خود را جبران می کند!  
    گوش هایی که اصولا کم شنوا نیست ولی هرگاه بخواهد می شنود و هرگاه منافعش ایجاب کند قدری در شنیدن تاخیر دارد!
و اما گوش های ناشنوا نیز به دو گونه است:
    گوش هایی که اصولا ناشنواست و تکلیفش روشن است و برای شنیدن ناچار باید از روش های دیگر ارتباطی بهره جست!
    گوش هایی هم هست که اصولا کر نیست ولی بسته به منافعش کر می شود و یا صاحبش خود را به کری می زند !

     ... الغرض :  وبلاگ ها دائم در کار تولید صدا و پیام هستند و محتواهای فضای اینترنت را شکل می دهند ، صدای وبلاگستانی که معرف یک فضا و جامعه ی چندصدایی باشد و انواع  گرایشهای فکری در آن حضور داشته باشد ، شایسته ی شنیدن است ،  لذا آنها که دغدغه ای برای اجتماع ، فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست و ... جامعه دارند باید برای شنیدن این پیامها و حرفها و صداها ، گوش های خود را تیز کنند و آنها را بشنوند و بهترین صداها و پیامها را انتخاب کنند و از آن بهره ببرند.

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 13:44 توسط محمد امامی |

          مروری بر وبلاگهای یزدی و آمدن و رفتن های این وبلاگها فارغ از اینکه این حرکت صحیح است یا غلط ، آدم را به یاد  « ققنوس » می اندازد !
          آری وبلاگها ققنوس وار در عرصه ی مجازی جهان ، کشور و شهر و روستای ما حضور دارند و رفتارها و برخوردهای نسنجیده تنها به زیرزمینی شدن آنها منجر می شود.
          چندی است شاهد کنارکشیدن و یا اعلام تعطیلی چند وبلاگ که نویسندگان آن با اسم و رسم به میدان آمده بودند هستیم . اما آیا تعطیلی وبلاگ های اسم و رسم دار و شناسنامه دار به نفع کیست؟!
          بدون هیچگونه تردیدی افرادی که نگارش را به عنوان ابزاری برای ابراز اندیشه های خود انتخاب کرده اند ، هیچگاه این ابزار موثر را از دست نخواهند داد و انزوای نویسندگان وبلاگ توهمی بیش نیست ، و با تعطیلی هر وبلاگی ، وبلاگ دیگری ققنوس وار سر از پهنه ی مجازی برمی آورد و به حیات دیگرگون خویش ادامه می دهد.
          پس دست اندرکاران و مسئولان فرهنگی باید با حمایت از روندهای صحیح و تمهیدات حمایتی، فارغ از گروه گرایی ها و پرهیز از ترویج روحیه ی قلم به مزدی، به توسعه ی اندیشه های نو و گسترش توانمندیهای فرهنگی جامعه با بهره گیری از اندیشه های آزاد بها داده و به وبلاگ و وبلاگ نویسان به عنوان یک فرصت بی بدیل و نه تهدید بنگرند.
          تصحیح برخوردها و رفتارهایی که در برابر این پدیده ی نوین ارتباطی صورت می گیرد می تواند رهاوردهای بی نظیری را هم برای دنیای مجازی و نهضت تولید محتواهای اینترنتی داشته باشد و هم دستاوردهای ارزنده ای را برای توسعه ی فرهنگی اجتماعی میهن اسلامی مان در بر خواهد داشت.
          بی شک این تجدید نظر در رفتارها و برخوردها زمینه ای را ایجاد خواهد کرد تا نویسندگان و وبلاگها بتوانند آزادانه و با نام های مشخص و به صورت شناسنامه دار  به عرضه و ابراز اندیشه های خود و نیز پاسخگویی به عملکرد خود و ابهام ها و تردیدهای دیگران بپردازند.
          البته فعالان این عرصه نیز باید با حرکت صحیح ، آگاهانه ، منطقی و صادقانه ی خود ،  زمینه ی هرگونه برخورد ناصواب و محدودیت ها را سد کنند و بستر و زمینه ی توسعه ی فرهنگی را فراهم نمایند.   

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 9:6 توسط محمد امامی |

       اين مطلب از وبلاگ انجمن نمايش يزد گرفته شده است: مجمع عمومي 6 ماه نخست سال 85 انجمن نمايش يزد، شامگاه يكشنبه نهم مهرماه در محل تالار فرهنگ خانه نمايش يزد برگزار شد.
      پيش از برگزاري نشست هنرمندان نمايش يزد و خانواده هايشان به مانند سال هاي پيش ميهمان ضيافت افطار خانه نمايش بودند. در آغاز برنامه مجمع عمومي، سعيد شهريار يكي از اعضاي هيئت موسس صندوق تعاوني مسكن كيان هنرمندان نكاتي پيرامون عضويت در اين شركت تعاوني،كارهاي انجام شده و چگونگي كار در مراحل بعدي را عنوان كرد.
      سپس عباس ملازينلي رييس انجمن نمايش گزارش كوتاهي از عملكرد انجمن در 6 ماهه نخست سال جاري را ارائه داد. وي در سخنان خود به اين نكته اشاره كرد كه اصلي ترين وظيفه ما توليد تئاتر است كه متأسفانه در شش ماهه نخست سال در انجام اينكار ناتوان بود ه ايم.
     ملازينلي مهم ترين دليل اين ناتواني را عدم همكاري اداره ارشاد چه به لحاظ مالي و چه به لحاظ معنوي دانست و افزود: البته ما نسبت به مدير كل ارشاد و قول هاي ايشان خوشبين و اميدواريم و گفته ايشان در آغاز فعاليتشان در ارشاد، مبني بر اينكه شما نگران بودجه نباشيد و فقط طرح و برنامه ارئه نماييد را مي پذيريم.
        وي ادامه داد:  ما تاكنون چند بار با  آقاي عجمين ديدار داشته ايم و حتي طرح و برنامه هم ارائه داده ايم ولي متأسفانه تاكنون هيچ يك از وعده هاي ايشان عملي نشده است.
        در ادامه اين نشست چند تن از هنرمندان حاضر در نشست نيز به بيان ديدگاه وگلايه هاي خود نسبت به انجمن و اداره ارشاد پرداختند. در پايان اين نشست مشاور فرهنگي هنري مدير كل ارشاد كه در اين نشست حضور داشت در پاسخ به گلايه ها و اعتراضات هنرمندان نمايش نكاتي را مطرح نمود.
         گفتني است در ادامه اين نشست و با توجه به حرفهايي كه زده شد، قرار بر اين شد كه ادامه كار انجمن نمايش و  اعضاي هيئت مديره يا تعطيلي كار انجمن و استعفاي گروهي هيئت مديره به تصميم مجمع عمومي واگذار شود ولي به دليل اينكه تعداد اعضاي حاضر حدنصاب قانوني را نداشت،  اين تصميم گيري به نشست ديگر مجمع عمومي موكول شد.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 18:57 توسط علیرضا خورشیدنام |

در خلوت سنگرهای نگهبانی خط مقدم نشسته بودیم که ناگهان صداهای پراکنده ی شلیک گلوله که از بیخ گوشمان می گذشت توجه مرا به خود جلب کرد. به تصور اینکه ممکن است بچه ها در حال شوخی کردن هستند یکی از دوستان را فرستادم تا از موضوع خبردار شود و مانع این کار شود. رفت و باز نگشت و ناچار یکی دیگر از دوستان را فرستادم او هم نیامد ، تازه متوجه شدم که گویا خبرهایی هست !
         صداهای پراکنده ی شلیک گلوله کم کم به شلیکهای پیاپی و رگبار تبدیل شد و بارانی از گلوله فضا را  پر کرده بود . به یکباره بچه ها با هجومی کاملا برنامه ریزی شده از سوی عراقی ها روبرو شدند . آسمان کوشک و پاسگاه زید این همه آتش و دود را به خود ندیده بود . عراقی ها آمده بودند که بمانند و پیش بروند.
         به هر حال دفاع شجاعانه و دلاورانه بچه های مخلص بسیجی آغاز شد و با تقدیم چند شهید در ساعات اولیه از هجوم برنامه ریزی شده و مجهز دشمن بعثی جلوگیری شد به نحوی که در غروب همانروز همه ی مهاجمان به عقب رانده شدند و تمامی مواضع دوباره به دست خودمان افتاد.
       یکی از جمله خاطرات این رویداد این بود:
       سراسیمه خودم را به جلو رساندم دیگر به خوبی نیروهای عراقی را در تپه های مقابل که چیزی حدود ۱۰ یا ۱۵ متر بیشتر نبود می شد دید . نزدیک سنگر دوشیکا که یکی از دوستان در آن حضور داشت تپه ی کوچکی را برای مقابله با ورود عراقیها و تیراندازی با کلاشینکف و آرپی جی انتخاب کردیم.
       عراقی ها فرار کردند و در حال انتقال عزیزان مجروح بودیم به همان سنگر دوشیکا رسیدم ناگهان با صحنه ی عجیبی روبرو شدم . دوستم در همان سنگر تیری به سرش اصابت کرده بود و با وضع فجیعی در کنار سنگر افتاده بود. نگاهی به وضعیتش انداختیم مقدار زیادی از مغز او از سرش بیرون زده بود و با توجه به ضرورت رساندن سریع مجروحان به پشت خط ، گفته شد اول مجروحان را ببریم و شهدا بعدا منتقل می شوند . کار انتقال مجروحان که تمام شد . این بسیجی ایثارگر را نیز روی پتو حمل کردیم و برای شادی روحش فاتحه خواندیم.
  .... حالا دیگر چند سالی از آن واقعه می گذشت و از کنار خیابان می گذشتم ناگهان با دیدن یک نفر چشمم خیره ماند، چشمان خود را به خیال این که ممکن است در خواب باشم مالیدم ، نه انگار حقیقت داشت ! آری همان دوستی که برایش فاتحه خوانده بودم و مغزش از جمجمه اش بیرون زده بود را روبروی خودم دیدم ! ابتدا باور نمی کردم تا اینکه با گفت و گو متوجه الطاف خداوندی به این رزمنده ی دلاور سالهای نبرد شدم.
  .... جنگ چیز خوبی نیست که آن را دوست بداریم ، و هیچیک از ما مشتاق آن نبودیم تا با رها کردن زندگی شیرین و رفاه در شهرها به سراغ آتش و دود و خون برویم ، اما دفاع از ایمان و تمامیت ارضی و اندیشه و آزادی، ارزشهایی که در طی سالهای دفاع مقدس خلق شدند و آثاری که بر فرهنگ کشور برجای گذاشتند ، هویت یابی جوانان و مشارکت جدی آنان در مهم ترین رویدادهای کشور ، شگفتیهایی که با ایثارگری ها و از خودگذشتگیهای همه ی اقشار مردممان خلق شد و . . . همه و همه زیبایی هایی دارد که هیچگاه نباید از ذهن و دل ما رخت بربندد.
... ماندگار کردن و انتقال ارزشهای آن دوران و ثبت دلاورمردیها و ایثارگریها  امروزه یکی از وظایف مهم بازماندگان از قافله ی شهدا و همچنین مسئولان ذیربط است. کاری که متاسفانه به رغم فعالیتهای زیادی که در این زمینه صورت گرفته ، هنوز  در جامعه ای که هشت سال مستمر در دفاع از آرمانها و تمامیت ارضی خود ، خالق ارزشهای والایی بوده است وضع مناسبی ندارد. باشد که با توکل بر خدا و همتی دیگر با استفاده از ابزارهای ارتباطی و هنر بتوانیم شاهد رونق ارزشهای مزبور و انتقال آن به نسل های بعدی باشیم چرا که ارزشها با هنر ماندگار می شوند.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 10:45 توسط محمد امامی |

 
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 8:50 توسط محمد امامی |


          «انجمن متخصصان روابط عمومی استان یزد» با راه اندازی وبلاگ « مردم داران کویر » فعالیت خود را آغاز کرد.
          این انجمن همچنین کار پذیرش عضو را آغاز کرده است. اطلاعات بیشتر را در وبلاگ مردم داران کویر ملاحظه فرمایید.

          نشانی وبلاگ مردم داری : www.pryazd.mihanblog.com

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 7:2 توسط محمد امامی |


     
سالهاست آذر یزدی تک و تنها و بدون هیچ جشم داشتی در خدمت فرهنگ و ادب این مرز وبوم است وی صادقانه و عاشقانه درراه شکوفایی فرهنگ  کودکان و نوجوانان گام بر می دارد .ارج نهادن بر کوششهای او کمترین کاری است که از دست ما برمی آید.چند سال پیش نکوداشت وی به همت انجمن آثار ومفاخر یزد وبنیاد ریحانه بر گزار شد .اکنون هم که به همت حوزه هنری یزد سایت آذر یزدی راه اندازی شده باید به تلاش آنها آفرین گفت .
 

     این حقیر هم به کمک دوستان درسال گذشته کتاب نایاب اورا به نام مثنوی بچه خوب چاپ کردیم .اکنون هم در صدد اخذ مجوز دیگر کتاب آموزنده او به نام شعر قند وعسل هستیم .امید که با یاری اداره کل ارشاد یزد هرچه زودتر مجوز آن صادر شود تا نسل اموز هرچه بیشتر با ارزشهای کار آذر آشنا شوند .چنانچه بخت یار باشد قصد داریم در سال جاری .چند کتاب دیگر او ازجمله قصه های ساده را چاپ کنیم.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 17:0 توسط حسین مسرت |

سایت مهدی آذر یزدی راه اندازی شد

آذر یزدی به روایت آذر یزدی را در ادامه ی مطلب بخوانید و عکسهای زیبایی از زندگی ساده ی این مرد فرهیخته را مشاهده کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 9:49 توسط محمد امامی |

پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش کرد و گفت: نه - هرگز همسری ام را سزاوار نیستی. تو همانی که بر کشتی نجات نوح سوار نشدی . خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی و به پیمان و پیامش. غرورت غرقت کرد. دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوهها؟

پسر نوح گفت: اما آنکه غرق می شود خدا را خالصانه تر صدا می زند تا آنکه بر کشتی سوار است. من خدایم را لابلای بادهای وزنده و امواج توفنده یافتم. و آنچه که من یافته ام شاید تو لابلای نجواها و سیل اشک رونده ات نیابی.

پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردست تماشایش کرد. و همچنان منتظر است و سالهاست که از خود می پرسدد : آیا همسریش را سزاوار بودم؟!!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 13:24 توسط عباس ملازینلی |


     راستش آقای امامی لطف داشتن و اسم من رو در لیست نویسندگان این وبلاگ قراردادن. منهم قول داده بودم که حداقل هفته ای یک پست داشته باشم. ولی راستش مشغول بودن به یک وبلاگ دیگه که دارم(فرهنگ و هنر یزد) و تخلیه شدن آدم از نوشتن دیگه اجازه نمیداد که بخوام اینجا هم بنویسم. مدتی پیش مهدی زمانزاده هم لطفی کرد و قرار شد که توی فرهنگ و هنر عامیانه یزد بنویسم. اینقدر  بدقولی کردم تا بنده خدا ترجیح داد اسم من و از لیست نوینسدگان وبلاگش حذف کنه. خب حق هم داشت. راستش یه کمی شدیم مثل کولیها که وقتی بازارشون کساده با همدیگه معامله میکنن. اما خب اصل جریان وبلاگ نویسی باید زنده بمونه. بنا براین هم به خودم هم آقای امامی و هم خوانندگان احتمالی بعضی نوشته های من قول میدم که بچه خوبی باشم و مرتب بنویسم. برای شروع هم مطلبی آماده کردم در مورد جریان سریال سازی در صدا و سیمای یزد. شبکه تابان رو وقتی ببینین مرتب داره سریال ساخته یزد پخش میکنه . منهم کمی شریک جرم شدم و سریالی نوشتم که روزهای آخر ضبط رو میگذرونه. اگه برنامه ها درست پیش بره شاید بشه دوماه آینده ببینینش. اما میدونین پشت هر سریال ساختنی جریاناتی وجود داره. تماشاچی که می بینه حق داره اینقدر عصبی و منتقد باشه. یک بخشی مربوط به سیاستهای سازمانه و سلیقه مدیران. بخش دیگه هم مربوط میشه به سلیقه و توان سازندگان و گاهی هم خرده حسابهایی که عوامل سازنده با همدیگه دارن!!( این بخشش خیلی مهمتره!!!!!) باقی مطلب بمونه برای یه فرصت مناسب دیگه. حرف زیاده.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 9:34 توسط سعید شهریار |


         دوست بزرگوارم آقای محمد امامی در وبلاگ
مردم داری مطلبی با عنوان هدایت یا حمایت نوشته است . بخشی از مطلب را هم برای وبلاگهای دیگر ارسال کرده تا نظر بدهند. این جلب توجه عمومی به موضوعی که همه وبلاگ نویسان مخاطب آن هستند کار بسیار ارزنده ای است اما افسوس که کمترین بازخورد را داشته است. با حقیقت نژاد صحبت کردم قرار شد مطلبی در این مورد برای روزنامه خاتم بفرستم. به نظر من هر تصمیم گیری در مورد وبلاگ نویسان  در غیاب این گروه بی نتیحه است. توضیح بیشتر و راهکارهایش بماند برای آن مطلبی که قول دادم در آینده بنویسم. هر چند نوشته گریه بر گور خالی که در شماره اول دوره جدید خاتم نوشتم دچار ملاحظاتی شد و کاستی هایی بر آن تحمیل شد . امید که بتوانم به قولم عمل کنم. از دوستان دیگر هم می خواهم که در این مورد اظهار نظر کنند . مدتی پیش برای کاری دیگر رفته بودم دفتر آقای عجمین مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی . اتفاقا ایشان همانروز هم صحبتی در این مورد داشتند. البته هنوز قضیه بصورت مصاحبه و طرح در شورای فرهنگ عمومی بیان نشده بود . با بخش بزرگی از آن موافق بودم . معتقدم آقای عجمین هم بیشتر با نگاه مثبت به این موضوع وبلاگ نویسی نگاه کرده است هرچند انتخاب کلمه هدایت می تواند واکنش برانگیز باشد. ..... باقی مطلب بماند برای روزنامه خاتم. اگر چاپ شود.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 9:2 توسط سعید شهریار |


سلام
چقدر خوب است كه با كمك هم وبلاگي بزنيم كه آدرسش نام خدا باشد
(WWW.GOD.COM) و
عنوانش انديشه وكمال() و
درطراحي قالب آن عكسي بگذاريم از فطرت() و
تمام خوبي ها را درآن ليست كنيم() و
تمام مطالبمان را لينك كنيم به منابع علم ومعرفت وانسانيت(عليهم السلام) و
چهارده لوگوي برگزيده عالم را يك به يك در كنار وبلاگمان قرار دهيم تا اگر كسي آدرس اين برگزيدگان را نميداند راحتتر به آنها دست پيدا كند(چهارده معصوم عليهم السلام)و
در فضاي آلوده اين دنياي مجازي راه را گم نكند.
آرشيو وبلاگما ن را با 124000 يادداشت(پيامبران الهي) مزين كنيم
كه هر چه جلوتر ميرويم كاملترمي شوند.
هرروزچند خط از آخرين نسخه ويادداشت(قرآن) را
كه به عنوان يادداشت برگزيده هم انتخاب شده براي تبرك بخوانيم
.
به اميدآنروز
مهدي

منبع :   http://esmaeili.parsiblog.com/Weblog.aspx

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 14:38 توسط محمد امامی |